سوره بقره - آیه 2 جزء 1 - صفحه 2
  • ذَٰلِكَ ٱلۡكِتَـٰبُ لَا رَيۡبَۛ فِيهِۛ هُدًى لِّلۡمُتَّقِينَ
    2
تفسیر نور
آن كتاب (با عظمت كه) در (حقّانیت) آن هیچ تردیدى راه ندارد، راهنماى پرهیزگاران است.

نکته‌ها
«لاریب فیه» یعنى در اینكه قرآن از سوى خداست، شكّى نیست. زیرا مطالب آن به گونه‌اى است كه جایى براى این شكّ وتردید باقى نمى‌گذارد واگر شكّى در كار باشد، بخاطر سوءظن وروحیّه لجاجت افراد است. چنانكه قرآن مى‌فرماید: «فهم فى رَیبهم یَتردّدون»102 آنان در شكّى كه خود ایجاد مى‌كنند، سردرگم هستند.

هدف قرآن، هدایت مردم است و اگر به مسائلى از قبیل خلقتِ آسمان‌ها و زمین و گیاهان و حیوانات و... اشاره كرده به خاطر آن است كه توجّه مردم به آنها، موجب توجّه به علم و قدرت و حكمت خداوند گردد.103

قرآن وسیله هدایت همه مردم است؛ «هدىً للنّاس»104 همانند خورشید بر همه مى‌تابد، ولى تنها كسانى از آن بهره مى‌برند كه فطرتِ پاك داشته و در برابر حقّ خاضع باشند؛ «هدىً للمتّقین» همچنان كه نور خورشید، تنها از شیشه‌ى تمیز عبور مى‌كند، نه از خشت وگِل. لذا فاسقان105، ظالمان106، كافران107، دل‌مردگان108، مسرفان و تكذیب كنندگان109 از هدایت قرآن بهره‌مند نمى‌شوند.

سؤال: این آیه درباره قرآن ومطالب آن مى‌فرماید: «لاریب فیه» هیچ شكّى در آن نیست. در حالى كه خود قرآن شكّ وتردید مخالفان را در این باره بیان مى‌دارد: یك جا مى‌فرماید: «انّنا لفى شكّ ممّا تَدعونا الیه مُریب»110 ما درباره آنچه ما را به آن مى‌خوانى، در شكّ هستیم. و در مورد شكّ در وحى ونبوّت نیز مى‌خوانیم: «بل هم فى شك من ذكرى»111 درباره‌ى قیامت نیز آمده: «لنعلم من یؤمن بالاخرة ممن هو منها فى شك»112 بنابراین چگونه مى‌فرماید: «لاریب فیه» هیچ شكّى در قرآن ومحتواى آن نیست؟

پاسخ: مراد از جمله «لاریب فیه» آن نیست كه كسى در آن شكّ نكرده و یا شكّ نمى‌كند، بلكه منظور آن است كه حقّانیت قرآن به قدرى محكم است كه جاى شكّ ندارد و اگر كسى شكّ كند به خاطر كور دلى خود اوست. چنانكه در آیه 66 سوره نمل مى‌فرماید: «بل هم فى شك بل هم منها عمون»113


102) توبه، 45.

103) در قرآن به موضوعات طبیعى، كیهانى، تاریخى، فلسفى، سیاسى و صنعتى اشاراتى شده، ولى هدف اصلى هدایت است.

104) بقره، 185.

105) لایهدى القوم الفاسقین» توبه،80.

106) لایهدى القوم الظالمین» مائده، 51.

107) لایهدى القوم الكافرین» مائده، 67.

108) لایهدى من هو كاذب كفار» زمر، 3.

109) لایهدى مَن هو مسرف كذّاب» غافر، 28.

110) هود، 62.

111) ص، 8.

112) سبأ، 21.

113) نخبة التفاسیر به نقل از آیةاللَّه جوادى.

پیام‌ها
قرآن در عظمت، مقامى بس والا دارد. «ذلك» در ادبیات عرب، «ذلك» اسم اشاره به دور است. در اینجا به قرآن كه در پیش روى ماست، با «ذلك» اشاره مى‌كند كه از عظمتِ دست نایافتنى قرآن حكایت مى‌كند.

راهنما باید در روش دعوت و محتواى برنامه خود، قاطع و استوار باشد. جمله‌ى «لاریب فیه» نشانگر استوارى و استحكام قرآن است.

توانِ قرآن بر هدایت پرهیزكاران، خود بهترین دلیل بر اتقان و حقّانیت آن است. «هدى للمتقین»

تنها افراد پاك وپرهیزكار، از هدایت قرآن بهره‌مند مى‌شوند. «هدى للمتقین» هركس كه ظرف دلش پاكتر باشد، بهره‌مندى و نورگیرى او بیشتر است.114


114) هدایت داراى مراحل و قابل كم و زیاد شدن است. «والذین اهتدوا زادهم هدى»