در تفاسیر آمده است: وقتى آیه دهم سوره نساء نازل شد، كه خوردن مال یتیم، خوردن آتش است، افرادى كه در منزل یتیمى داشتند به اضطراب افتادند. برخى یتیمان را از خانه بیرون كردند وبعضى ظرف وغذاى یتیم را جدا نمودند به طورى كه براى یتیم و صاحبخانه مشكلاتى بوجود آمد. آنان به حضور پیامبر صلى الله علیه وآله رسیده و از رفتار با یتیمان سؤال نمودند، پیامبر جواب داد: اصلاح امور یتیمان، از رها كردن آنهابهتر است، نباید به خاطر آمیخته شدن اموال آنان با اموال خودتان، ایتام را رها كرده و از مسئولیّت اداره آنها شانه خالى كنید، آنان برادران دینى شما هستند و مخلوط شدن اموال آنان با زندگى شما، در صورتى كه هدف، حیف و میل اموال آنها نباشد مانعى ندارد و بدانید خداوند مفسد را از مصلح باز مىشناسد.
638) تفسیرالمیزان، ذیل آیه.
رها كردن كار یتیمان، مصلحت نیست، بلكه به نیّت خیر و با چشم برادرى معاشرت نمودن با آنان مصلحت است. «قل اصلاح لهم خیر»
هرگونه اصلاح در وضعیّت یتیمان، ارزش است. كلمه «اصلاح» به صورت مطلق آمده تا شامل همهى اصلاحات اعمّ از اصلاح مالى، علمى، عملى، تربیتى و دینى بشود. «اصلاح لهم خیر»
یتیمان، نه برده و نه فرزند ما هستند، بلكه برادر كوچك ما و جزء خود ما هستند. «فاخوانكم»
نه افراط و نه تفریط، نه به نام اصلاح، اموال ایتام را بخورید و نه از ترس فساد، آنان را رها كنید كه خداوند مصلح و مفسد را مىشناسد. «واللّه یعلم المفسد من المصلح»
اگر بدانیم خداوند افكار ونیات ما را مىداند، فساد و خلاف نمىكنیم. «واللّه یعلم المفسد»
تكلیفِ فوق طاقت در اسلام نیست. «لو شاء اللّه لاعنتكم»
آسانگیرى دستورات، كارى حكیمانه است. «لو شاء اللّه لاعنتكم انّ اللّه عزیز حكیم»