بنىاسرائیل بعد از حضرت موسى علیه السلام، به خاطر قانون شكنى و رفاه طلبى، مجدّداً تحت سلطه و فشار طاغوت قرار گرفته، آزادى و سرزمین خود را از دست دادند. آنها براى نجات از آوارگى و خارج شدن از زیر یوغ طاغوت، تصمیم به مبارزه گرفتند و از پیامبر خویش اشموئیل خواستند براى آنها فرمانده و امیرى را انتخاب كند تا به رهبرى او با طاغوت مبارزه كنند، ولى با همه این ادعاها وقتى دستور صادر شد، همه آنها جز اندكى به میدان نبرد پشت كرده و از آن دستور سرپیچى نمودند.
وجود رهبر الهى، مانع پراكندگى، آوارگى و ستم پذیرى است. «من بعد موسى»
بعضى از انبیا، تنها براى گروهى از مردم رسالت داشتند، نه همهى مردم. «اذ قالوا لنبىّ لهم» 670
فرمانده نظامى باید از سوى رهبر آسمانى انتخاب و نصب شود. «ابعث لنا» پس دین از سیاست جدا نیست.
جنگ موفق، فرمانده لایق مىخواهد. «ابعث لنا ملكا»
براى نجات از طاغوتها باید به انبیاى الهى پناه برد. «قالوالنبى لهم»
تعهّد گرفتن از كسانى كه پیشنهادات اصلاحى دارند لازم است. «هل عسیتم»
رهبر باید آیندهنگر باشد و احتمال پیمان شكنى و فرار از مسئولیّت را از سوى مردم بدهد. «هل عسیتم»
جهاد براى رفع ظلم و دفاع از وطن، جهاد در راه خداست. «ومالنا الاّ نقاتل فى سبیل اللّه و قد اخرجنا من دیارنا وابنائنا»
پیدایش مشكلات، سبب بیدارى وحركت براى رهایى است. «اخرجنا»
میدان مبارزه، عامل ارزیابى افراد پر ادّعا است. «توّلوا»
خوش بود گرمحك تجربه آید به میان تا سیه روى شود هر كه در او غش باشد
پیمان شكنان و شعار دهندگان بىعمل، ظالمند. «علیم بالظالمین»
خداوند آگاه است، پس این همه تظاهر براى چه؟! «واللّه علیمٌ»