گوشهاى از سیماى كسانى كه ولایت خدا را پذیرفتهاند
آنكه ولایت خدا را پذیرفت، كارهایش رنگ خدایى پیدا مىكند. «صبغة اللّه» 723
براى خود رهبرى الهى برمىگزیند. «اناللّه قد بعث لكم طالوت ملكاً» 724
راهش روشن، آیندهاش معلوم و به كارهایش دلگرم است. «یهدیم ربّهم بایمانهم» 725، «انّا الیه راجعون» 726 ، «لانضیع اجرالمحسنین» 727
در جنگها و سختىها به یارى خدا چشم دوخته و از قدرتهاى غیر خدایى نمىهراسد. «فزادهم ایماناً» 728
از مرگ نمىترسد و كشته شدن در تحت ولایت الهى راسعادت مىداند. امام حسین علیه السلام فرمود: «انّى لا ارى الموت الاّ السعادة». 729
تنهایى در زندگى براى او تلخ و ناگوار نیست، چون مىداند او زیر نظر خداوند است. «ان اللّه معنا» 730
از انفاق و خرج كردن مال نگران نیست، چون مال خود را به ولى خود مىسپارد. «یقرض اللّه قرضاً حسناً» 731
تبلیغات منفى در او بى اثر است، چون دل به وعدههاى حتمى الهى داده است: «والعاقبة للمتّقین» 732
غیر از خدا همه چیز در نظر او كوچك است. امام على علیه السلام فرمود: «عظم الخالق فى أنفسهم فصغر مادونه فى أعینهم...». 733
از قوانین و دستورات متعدّد متحیّر نمىشود، چون او تنها قانون خدا را پذیرفته و فقط به آن مىاندیشد. و اگر صدها راه درآمد برایش باز شود تنها با معیار الهى آن راهى را انتخاب مىكند كه خداوند معیّن كرده است. «ومن لم یحكم بماانزلاللّه» 734
729) بحار، ج44، ص192.
733) نهجالبلاغه، خ 193.
آیه قبل فرمود: «قد تبیّن الرّشد من الغى» این آیه نمونهاى از رشد و غىّ را بیان مىكند كه ولایت خداوند، رشد و ولایت طاغوت انحراف است. «اللّه ولىّ... اولیائهم الطاغوت»
راه حقّ یكى است، ولى راههاى انحرافى متعدّد. قرآن درباره راه حقّ كلمهى نور را به كار مىبرد، ولى از راههاى انحرافى و كج، به ظلمات وتاریكىها تعبیر مىكند. «النور، الظلمات»
راه حقّ، نور است و در نور امكان حركت، رشد، امید و آرامش وجود دارد. «النور»
مؤمن در بن بست قرار نمىگیرد. «یخرجهم من الظلمات»
طاغوتها در فضاى كفر وشرك قدرت مانور دارند. «الذین كفروا اولیائهم الطاغوت»
هر كس تحت ولایت خداوند قرار نگیرد، خواه ناخواه طاغوتها بر او ولایت مىیابند. «اللّه ولىّ... اولیائهم الطاغوت»
هر ولایتى غیر از ولایت الهى، ولایت طاغوتى است. «اللّه ولىّ... اولیائهم الطاغوت»
توجّه به عاقبت طاغوت پذیرى، انسان را به حقّ پذیرى سوق مىدهد. «اولئك اصحاب النّار»