سوره بقره - آیه 257 جزء 3 - صفحه 43
  • ٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَـٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ‌ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَوۡلِيَآؤُهُمُ ٱلطَّـٰغُوتُ يُخۡرِجُونَهُم مِّنَ ٱلنُّورِ إِلَى ٱلظُّلُمَـٰتِ‌ أُوْلَـٰٓئِكَ أَصۡحَـٰبُ ٱلنَّارِ‌ هُمۡ فِيهَا خَـٰلِدُونَ
    257
تفسیر نور
خداوند دوست و سرپرست مؤمنان است، آنها را از تاریكى‌ها(ى گوناگون) بیرون و به سوى نور مى‌برد. لكن سرپرستان كفّار، طاغوت‌ها هستند كه آنان را از نور به تاریكى‌ها سوق مى‌دهند، آنها اهل آتشند و همانان همواره در آن خواهند بود.

نکته‌ها
در آیه قبل خواندیم كه او مالك همه چیز است؛ «له مافى‌السموات‌و...» ودر این آیه مى‌خوانیم: نسبت او به مؤمنان، نسبت خاصّ و ولایى است. «ولىّ‌الذین آمنوا»

گوشه‌اى از سیماى كسانى كه ولایت خدا را پذیرفته‌اند

آنكه ولایت خدا را پذیرفت، كارهایش رنگ خدایى پیدا مى‌كند. «صبغة اللّه» 723

براى خود رهبرى الهى برمى‌گزیند. «ان‌اللّه قد بعث لكم طالوت ملكاً» 724

راهش روشن، آینده‌اش معلوم و به كارهایش دلگرم است. «یهدیم ربّهم بایمانهم» 725، «انّا الیه راجعون» 726 ، «لانضیع اجرالمحسنین» 727

در جنگ‌ها و سختى‌ها به یارى خدا چشم دوخته و از قدرت‌هاى غیر خدایى نمى‌هراسد. «فزادهم ایماناً» 728

از مرگ نمى‌ترسد و كشته شدن در تحت ولایت الهى راسعادت مى‌داند. امام حسین علیه السلام فرمود: «انّى لا ارى الموت الاّ السعادة». 729

تنهایى در زندگى براى او تلخ و ناگوار نیست، چون مى‌داند او زیر نظر خداوند است. «ان اللّه معنا» 730

از انفاق و خرج كردن مال نگران نیست، چون مال خود را به ولى خود مى‌سپارد. «یقرض اللّه قرضاً حسناً» 731

تبلیغات منفى در او بى اثر است، چون دل به وعده‌هاى حتمى الهى داده است: «والعاقبة للمتّقین» 732

غیر از خدا همه چیز در نظر او كوچك است. امام على علیه السلام فرمود: «عظم الخالق فى أنفسهم فصغر مادونه فى أعینهم...». 733

از قوانین و دستورات متعدّد متحیّر نمى‌شود، چون او تنها قانون خدا را پذیرفته و فقط به آن مى‌اندیشد. و اگر صدها راه درآمد برایش باز شود تنها با معیار الهى آن راهى را انتخاب مى‌كند كه خداوند معیّن كرده است. «ومن لم یحكم بماانزل‌اللّه» 734


723) بقره، 138.

724) بقره، 247.

725) یونس، 9.

726) بقره، 156.

727) یوسف، 56.

728) بقره، 173.

729) بحار، ج‌44، ص‌192.

730) توبه، 40.

731) بقره، 245.

732) اعراف، 128.

733) نهج‌البلاغه، خ 193.

734) مائده، 44 و45.

پیام‌ها
مؤمنان، یك سرپرست دارند كه خداست و كافران سرپرستان متعدّد دارند كه طاغوت‌ها باشند و پذیرش یك سرپرست آسان‌تر است. 735 درباره مؤمنان مى‌فرماید: «اللّه ولىّ» امّا درباره‌ى كفّار مى‌فرماید: «اولیائهم الطاغوت»

آیه قبل فرمود: «قد تبیّن الرّشد من الغى» این آیه نمونه‌اى از رشد و غىّ را بیان مى‌كند كه ولایت خداوند، رشد و ولایت طاغوت انحراف است. «اللّه ولىّ... اولیائهم الطاغوت»

راه حقّ یكى است، ولى راههاى انحرافى متعدّد. قرآن درباره راه حقّ كلمه‌ى نور را به كار مى‌برد، ولى از راههاى انحرافى و كج، به ظلمات وتاریكى‌ها تعبیر مى‌كند. «النور، الظلمات»

راه حقّ، نور است و در نور امكان حركت، رشد، امید و آرامش وجود دارد. «النور»

مؤمن در بن بست قرار نمى‌گیرد. «یخرجهم من الظلمات»

طاغوت‌ها در فضاى كفر وشرك قدرت مانور دارند. «الذین كفروا اولیائهم الطاغوت»

هر كس تحت ولایت خداوند قرار نگیرد، خواه ناخواه طاغوت‌ها بر او ولایت مى‌یابند. «اللّه ولىّ... اولیائهم الطاغوت»

هر ولایتى غیر از ولایت الهى، ولایت طاغوتى است. «اللّه ولىّ... اولیائهم الطاغوت»

توجّه به عاقبت طاغوت پذیرى، انسان را به حقّ پذیرى سوق مى‌دهد. «اولئك اصحاب النّار»


735) یوسف علیه السلام نیز در دعوت كفّار به همین معنا استدلال كرد: »ءأربابٌ متفرّقون خیرٌ أم اللّه الواحد القهّار« آیا صاحبان متعدّد وپراكنده بهترند یا خداى یگانه وقدرتمند؟! یوسف، 39.