رباخوار، به كسى تشبیه شده كه شیطان او را خبط كرده است. «خَبط» به معناى افتادن و برخاستن و عدم تعادل به هنگام حركت است.
رباخوار در قیامت همچون دیوانگان محشور مىشود، چرا كه در دنیا روش او باعث بهم خوردن تعادل جامعه گردیده است. ثروت پرستى، چشم عقلش را كور كرده و با عمل خود چنان اختلافات طبقاتى و كینه را بر مىانگیزد كه فقر و كینه سبب انفجار شده و اصل مالكیّت را نیز متزلزل مىكند. براى این افراد، گویا ربا اصل و خرید و فروش فرع است، فلذا مىگویند: بیع و معامله هم مثل رباست و تفاوتى ندارند.
انتقاد از رباخوارى، ربا گرفتن و ربا دادن، از ابتداى اسلام مطرح بوده است. در سوره روم كه در مكّه نازل شده است، مىفرماید: «و ما اوتیتم من ربا لیربوا فى اموال النّاس فلایربوا عند اللّه» 753 یعنى آنچه به قصد ربا مىدهید تا براى شما در اموال مردم بیفزاید، بدانید كه نزد خداوند افزون نمىشود. سپس در سورهى آلعمران با فرمان «لاتأكلوا الرّبا» 754 از آن نهى گردیده و بیشترین انتقاد از رباخوارى در همین آیات آمده است. ضمناً آیه «وأخذهم الرّبا وقد نُهوا عنه» 755 ، یادآور مىشود كه در مذهب یهود نیز «ربا» حرام بوده، همچنان كه این حرمت در تورات 756ذكر شده است.
آیات مربوط به ربا، بدنبال آیات انفاق آمد، تا دو جهت خیر وشر را كه توسط مال و ثروت پدید مىآید مطرح كند. انفاق یعنى دادن بلاعوض و ربا یعنى گرفتن بلاعوض. هر آثار خوبى كه انفاق دارد، مقابلش آثار سوئى است كه ربا در جامعه پدید مىآورد. به همین جهت قرآن مىفرماید: «یمحق اللّه الرّبا و یُربِى الصّدقات» خداوند ثروت بدست آمده از ربا را نابود، ولى صدقات را افزایش مىدهد.
تهدیدهایى كه در قرآن براى اخذ ربا و پذیرش حاكمیّت طاغوت آمده،براى قتل، ظلم، شرب خمر، قمار و زنا نیامده است. 757 حرمت ربا نزد تمام فرق اسلامى، قطعى واز گناهان كبیره است. وقتى به امام صادق علیه السلام خبر دادند كه فلانى رباخوار است، فرمود: اگر قدرت مىداشتم گردنش را مىزدم. 758 همچنان كه حضرت على علیه السلام وقتى با رباخوارى مواجه شد، از او خواست توبه كند، وقتى توبه كرد او را رها نمود و به دنبال آن فرمود: رباخوار را باید از عمل خود توبه دهند، همچنان كه از شرك توبه مىدهند. از امام باقر علیه السلام نقل شده است كه فرمود: خبیثترین درآمدها، رباخوارى است. 759 و رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمودهاند: هرگاه خداوند ارادهى هلاك قریهاى را داشته باشد، رباخوارى در آن قریه ظاهر مىشود. 760 و خداوند، فرد رباخوار، وكیل، شاهد و كاتب ربا را لعنت نموده است. 761 در حدیث مىخوانیم: رباخواران، در قیامت همچون دیوانگان محشور مىشوند. 762
امام صادق علیه السلام علّت تكرار آیات ربا را آماده سازى ثروتمندان براى كار خیر و صدقات مىداند و مىفرماید: چون از یكسو «ربا» حرام است و از طرف دیگر كنز و انباشتن ثروت به صورت راكد نیز حرام است، پس چارهاى براى ثروتمندان جز انفاق و یا كارهاى تولیدى مفید باقى نمىماند. 763 همچنان كه دربارهى علّت تحریم ربا گفتهاند: رباخوارى مانع جریان پول در مسیر تولید و كارهاى عام المنفعه است و به جاى تلاش و فكر و بازو، فقط از سود پول بهرهگیرى مىشود، لذا ربا تحریم شده است. از امام صادق علیه السلام روایت شده است كه فرمودند: «لو كان الرّبا حلالا لترك الناس التجارات» اگر ربا حلال بود، مردم كسب و كار را رها مىكردند. 764و از امام رضا علیه السلام نیز روایت شده است كه فرمودند: اگر ربا شیوع پیدا كند راه قرض دادن بسته مىشود. 765 ضمناً چون احتمال در دام ربا افتادن در امور اقتصادى زیاد است، در حدیث مىخوانیم: «من اتّجر بغیر فقه فقد ارتطم فىالربا» 766هركس بدون دانش و آگاهى از مسائل تجارى وارد تجارت شود، گرفتار ربا مىشود.
آثار ربا:
گرفتن پول اضافى، بدون انجام كارى مفید و یا مشاركت در تولید، نوعى ظلم و اجحاف است كه موجب پیدایش دشمنى و قساوت مىشود. ربا دهنده به جهت بدهىهاى تصاعدى، گاهى ورشكست و مجبور به قبول انواع ذلّتها و اسارتها مىشود. 767 ربا، تعادل جامعه را بهم زده و موجب تقسیم جامعه به دو قطب مستكبر و مستضعف مىشود. 768
با توجّه به این آثار تخریبى، نه تنها در شریعت اسلام، بلكه در تمام ادیان آسمانى ربا تحریم شده است. امّا برخى به بهانههایى مىخواهند ربا را توجیه كنند و به دنبال راه فرار هستند. كلاه شرعى ساختن، همانند حیله یهود براى گرفتن ماهى در روز شنبه كه در آیات قبل ماجراى آن بیان شد، نوعى بازى بیش نیست و قرآن از این گونه بازىها انتقاد كرده است.
ربا، آثار تخریبى خود را دارد هرچند كه جوامع انسانى آن را در سیستم اقتصادى خود پذیرفته باشند. علّت پیشرفت جوامع غربى، توجّه به علم و صنعت است، نه اینكه رباخوارى موجب ترقّى آنها شده باشد.
756) تورات، سِفر خروج، فصل 23 جمله 25 و سِفر لاویان، فصل 25.
757) تفسیر المیزان، ذیل آیه.
758) وسائل، ج12، ص429 .
759) كافى، ج5، ص147 .
760) كنز العمّال، ج4، ص104 .
761) وسائل، ج12، ص430 .
762) تفسیر درالمنثور، ج2، ص102.
763) وسائل، ج12، ص423 .
764) وسائل، ج12، ص424 و بحار، ج103، ص119 .
765) الحیاة، ج4، ص334 .
766) نهجالبلاغه، قصار 447.
767) تفسیر مراغى، ذیل آیه.
768) تفسیر المیزان.
تشبیه بیع حلال به رباى حرام، نشانهى عدم تعادل فكرى آنان است. «یتخبّطه الشیطان... بانّهم قالوا انّما البیع مثل الربا»
شیطان، قدرت تصرف بر درون انسان را دارد. «یتخبّطه الشیطان من المَس»
توجیه گناه، راه را براى انجام گناه باز مىكند. «انّماالبیع مثل الربا»
تا قبل از ابلاغ تكیف، مسئولیّتى نیست. «فمن جائه موعظة من ربّه»
احكام الهى، در جهت پند وتربیت مردم است. «جائه موعظة من ربّه»
قانون امروز، شامل گذشته افراد نمىشود. «فله ما سَلف»
از گناه ناآگاهان اغماض مىشود، ولى از آگاهانِ مغرض و مُصرّ هرگز. «ومَن عاد فاولئك اصحاب النّار»