۞ أَتَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبِرِّ وَتَنسَوۡنَ أَنفُسَكُمۡ وَأَنتُمۡ تَتۡلُونَ ٱلۡكِتَـٰبَۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ
44
۞ أَتَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبِرِّ وَتَنسَوۡنَ أَنفُسَكُمۡ وَأَنتُمۡ تَتۡلُونَ ٱلۡكِتَـٰبَۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ
44
در روایات آمده است: دانشمندى كه دیگران را به بهشت دعوت كند، ولى خودش اهل جهنّم باشد، بزرگترین وسختترین حسرتها را خواهد داشت. 299
حقّ تلاوت، عمل است. امام صادق علیه السلام فرمود: «كونوا دعاة النّاس باعمالكم و لاتكونوا دعاةً بالسنتكم» 300 با اعمال خودتان مردم را دعوت كنید، نه تنها با گفتار. از حضرت على علیه السلام نقل شده است كه فرمود: سوگند كه من شما را به كارى دعوت نمىكنم، مگر آنكه خودم پیشگام باشم و از كارى نهى نمىكنم مگر آنكه خودم قبل از شما آن را ترك كرده باشم. 301
در نهجالبلاغه آمده است: هر كس خود را امام دیگران قرار داد، ابتدا باید به تعلیم خود بپردازد. 302
امام كاظم علیه السلام فرمودهاند: «طوبى للعلماء بالفعل و ویل للعلماء بالقول» 303 درود بر عالمانى كه به گفته خود عمل مىكنند و واى بر عالمانى كه فقط حرف مىزنند.
عالم بىعمل در قالب تمثیل
الف: در قرآن: عالم بىعمل، الاغى است كه بار كتاب حمل مىكند، ولى خود از آن بهرهاى نمىبرد. 304
ب: در روایات:
رسول خدا صلى الله علیه وآله: عالم بىعمل، مثل چراغى است كه خودش مىسوزد، ولى نورش به مردم مىرسد. 305
رسول خدا صلى الله علیه وآله: عالم بىعمل، چون تیرانداز بدون كمان است. 306
عیسى علیه السلام: عالم بىعمل، مثل چراغى است بر پشتبام كه اتاقها تاریكاند. 307
على علیه السلام: عالم بىعمل، چون درخت بىثمر وگنجى است كه انفاق نشود. 308
امام صادق علیه السلام: موعظهى عالم بىعمل، چون باران بر روى سنگ است كه در دلها نفوذ نمىكند. 309
ج: در كلام اندیشمندان:
عالم بىعمل:
گرسنهاى است روى گنج خوابیده.
تشنهاى است بر كنار آب و دریا.
طبیبى است كه خود از درد مىنالد.
بیمارى است كه دائماً نسخه درمان را مىخواند، ولى عمل نمىكند.
منافقى است كه سخن و عملش یكى نیست.
پیكرى است بىروح.
299) بحار، ج2، ص37.
300) نورالثقلین، ج1، ص57.
301) نهجالبلاغه، خطبه 175.
302) نهجالبلاغه، حكمت73.
303) بحار، ج78، ص299.
305) كنزالعمّال، ح 29109.
306) بحار، ج10، ص 100.
307) بحار، ج 14، ص 309.
308) غررالحكم.
309) بحار، ج2، ص 39.
اگر مقدّمات فراموشى را خود فراهم كرده باشیم، معذور نیستیم. عذر آن فراموشكارى پذیرفته است كه بىتقصیر باشد. «تنسون، تتلون»
تلاوت كتاب آسمانى كافى نیست، تعقّل لازم است. «تتلون الكتاب افلا تعقلون»
خود فراموشى، نشانهى بىخردى است. «افلا تعقلون»