مراد از «الّذین هادوا» یهودیان هستند. این نامگذارى یا به سبب اظهار توبهى آنان است كه با تعبیر «انّا هُدنا الیك» 348 آمده است و یا به جهت آنكه این قوم به یكى از فرزندان حضرت یعقوب كه یهود نام داشت، منسوب بودند.
مراد از «نصارى»، مسیحیان هستند كه در جواب حضرت عیسى كه فرمود: «مَن أنصارى» گفتند: «نحن انصار اللّه» 349 . شاید هم این نامگذارى به جهت سكونت آنان در منطقه ناصریّه، زادگاه عیسى علیه السلام باشد.
«صابئین» به كسانى گفته مىشود كه خود را پیروان حضرت یحیى مىدانند و براى ستارگان، قدرت تدبیر قائلند. نام این گروه در سورههاى بقره، مائده و حج، در كنار یهود، نصارى، مجوس و مشركین آمده است 350 و از اینجا معلوم مىشود كه صابئین غیر از چهار دستهى مذكورند. پیروان این آئین نیز همانند سایر اهلكتاب، به اسلام دعوت شدهاند. اینها با توجّه به اعتقادات خاصّ خود، پیروان اندكى دارند و اهل تبلیغ از دین خودشان نیستند. آنها بیشتر در كنار رودخانهها و دریاها زندگى مىكنند و گوشهگیر و منزوى هستند. این افراد، غسلهاى متعدّدى دارند كه در تابستان و زمستان باید در رودخانه و آب جارى انجام دهند. هم اكنون تعداد نزدیك به پنج هزار نفر از آنان در خوزستان در كنار رود كارون و شهرهاى دیگر آن استان زندگى مىكنند و قریب به هشت هزار نفر نیز در عراق در كنار دجله و شهرهاى دیگر عراق سكونت دارند.
350) بقره، 62 ؛ مائده، 69 ؛ حج، 17.
مهمترین اصل اعتقادى بعد از توحید، معاد است. «ءامن باللَّه و الیوم الاخر»
صاحبان ادیان دیگر در صورت بىاطلاعى از اسلام، چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام، اگر به دین آسمانى خود ایمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند ودر بىاطلاعى خود مقصّر نباشند، اهل نجات هستند. «من آمن باللّه... لاخوف علیهم...»
انسان، تنها در سایهى ایمان به خداوند و امید به معاد و انجام عمل صالح، آرامش مىیابد. «لا خوف علیهم»
سعادت وكرامت، مربوط به ایمان وعمل صالح است، نه عنوانِ مسلم، یهودى، مسیحى، صابئى. «من آمن باللّه... لاخوف علیهم...»