سوره بقره - آیه 7 جزء 1 - صفحه 3
  • خَتَمَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَعَلَىٰ سَمۡعِهِمۡ‌ وَعَلَىٰٓ أَبۡصَـٰرِهِمۡ غِشَـٰوَةٌ‌ وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٌ
    7
تفسیر نور
خداوند بر دلها و برگوش آنان مهر زده است و در برابر چشمانشان پرده‌اى است و براى آنان عذابى بزرگ است.

نکته‌ها
مُهر بدبختى كه خداوند بر دل كفّار مى‌زند، كیفر لجاجت‌هاى آنان است. چنانكه مى‌خوانیم: «یطبع اللَّه على كلّ قلب متكبّر جبّار»135 خدا بر دل افراد متكبّر و ستم‌پیشه، مهر مى‌زند. و در آیه 23 سوره‌ى جاثیه نیز مى‌خوانیم: خداوند بر دل كسانى كه با علم و آگاهى به سراغ هواپرستى مى‌روند مهر مى‌زند. بنابراین مهر الهى نتیجه‌ى انتخاب بدِ خود انسان است، نه آنكه یك عمل قهرى و جبرى از طرف خدا باشد.

مراد از قلب در قرآن، روح و مركز ادراكات است. سه نوع قلب را قرآن معرّفى مى‌كند:

1. قلب سلیم،2. قلب منیب، 3. قلب مریض.

ویژگى‌هاى قلب سلیم‌

الف: قلبى كه جز خدا در آن نیست. «لیس فیه احد سواه»136

ب: قلبى كه پیرو راهنماى حقّ، توبه كننده از گناه و تسلیم حقّ باشد.137

ج: قلبى كه از حبّ دنیا، سالم باشد.138

د: قلبى كه با یاد خدا، آرام گیرد.139

ه: قلبى كه در برابر خداوند، خاشع است.140

البتّه قلب مؤمن، هم با یاد خداوند آرام مى‌گیرد و هم از قهر او مى‌ترسد. «اذا ذُكر اللّه وَجِلَت قلوبهم»141 همانند كودكى كه هم به والدین آرام مى‌گیرد و هم از آنان حساب مى‌برد.

ویژگى‌هاى قلب مریض‌

الف: قلبى كه از خدا غافل است ولایق رهبرى نیست. «لاتطع من اغفلنا قلبه»142

ب: دلى كه دنبال فتنه و دستاویز مى‌گردد. «فامّا الّذین فى قلوبهم زیغ فیتّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة»143

ج: دلى كه قساوت دارد. «جعلنا قلوبهم قاسیة»144

د: دلى كه زنگار گرفته است. «بل ران على قلوبهم ما كانوا یكسبون»145

ه: دلى كه مُهر خورده است. «طبع اللّه علیها بكفرهم»146

ویژگى قلب منیب‌

قلب منیب، آن است كه بعد از توجّه به انحراف وخلاف، توبه وانابه كرده و به سوى خدا باز گردد. ویژگى بارز آن تغییر حالات در رفتار وگفتار انسان است.

خداوند در آیات قرآنى، نه ویژگى براى قلب كفّار بیان كرده است:

الف: انكار حقایق. «قُلوبُهم مُنكِرة»147

ب: تعصّب. «فى قلوبهم الحَمیّة»148

ج: انحراف و گمراهى. «صَرفَ اللّه قُلوبهم»149

د: قساوت و سنگدلى. «فَویلٌ لِلقاسیَة قلوبهم»150

ه : موت. «لاتَسمعُ المَوتى»151

و: آلودگى و زنگار. «بَل رانَ على قلوبهم»152

ز: مرض. «فى قلوبهم مَرض»153

ح: ضیق. «یجعلْ صَدره ضَیّقاً»154

ط: طبع. «طَبع اللّه علیها بكفرهم»155

قلب انسان، متغیّر و تأثیرپذیر است. لذا مؤمنان اینچنین دعا مى‌كنند: «ربّنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا»156 خدایا! دلهاى ما را بعد از آنكه هدایت نمودى، منحرف مساز.

امام صادق علیه السلام فرمودند: این جمله (آیه) را زیاد بگویید و خود را از انحراف ایمن و درامان ندانید.157


135) غافر، 35.

136) نورالثقلین، ج‌4، ص‌57.

137) نهج‌البلاغه، خطبه 214.

138) تفسیر صافى.

139) فتح، 4.

140) حدید، 16.

141) انفال، 2.

142) كهف، 28.

143) آل‌عمران، 7.

144) مائده، 13.

145) مطففین، 14.

146) نساء، 155.

147) نحل، 22.

148) فتح، 26.

149) توبه، 127.

150) زمر، 22.

151) روم، 52.

152) مطففین، 14.

153) بقره، 10.

154) انعام، 125.

155) نساء، 155.

156) آل‌عمران، 8.

157) تفسیر نورالثقلین.

پیام‌ها
درك نكردن حقیقت، شاید بالاترین كیفرهاى الهى است. «ختم اللَّه على قلوبهم»

كفر و الحاد، سبب مهر خوردن دلها و گوش‌هاست. «الذین كفروا... ختم اللَّه»

در اثر پافشارى بر كفر، امتیازات اساسى انسان (درك حقایق و واقعیّات) سلب مى‌شود. «الّذین كفروا... ختم اللَّه»

كیفر الهى، متناسب با عمل ماست. «الّذین كفروا... ختم اللَّه»

آرى، جزاى كسى كه حقّ را فهمید وبر آن سرپوش گذاشت، آن است كه خدا هم بر چشم، گوش، روح و فكرش سرپوش گذارد. در واقع انسان، خود عامل بدبختى خویش را فراهم مى‌كند. چنانكه امام رضاعلیه السلام فرمود: مُهر خوردن، عقوبت كفر آنهاست.158158) تفاسیر نورالثقلین و كنزالدقائق.