مراد از قلب در قرآن، روح و مركز ادراكات است. سه نوع قلب را قرآن معرّفى مىكند:
1. قلب سلیم،2. قلب منیب، 3. قلب مریض.
ویژگىهاى قلب سلیم
الف: قلبى كه جز خدا در آن نیست. «لیس فیه احد سواه»136
ب: قلبى كه پیرو راهنماى حقّ، توبه كننده از گناه و تسلیم حقّ باشد.137
ج: قلبى كه از حبّ دنیا، سالم باشد.138
د: قلبى كه با یاد خدا، آرام گیرد.139
ه: قلبى كه در برابر خداوند، خاشع است.140
البتّه قلب مؤمن، هم با یاد خداوند آرام مىگیرد و هم از قهر او مىترسد. «اذا ذُكر اللّه وَجِلَت قلوبهم»141 همانند كودكى كه هم به والدین آرام مىگیرد و هم از آنان حساب مىبرد.
ویژگىهاى قلب مریض
الف: قلبى كه از خدا غافل است ولایق رهبرى نیست. «لاتطع من اغفلنا قلبه»142
ب: دلى كه دنبال فتنه و دستاویز مىگردد. «فامّا الّذین فى قلوبهم زیغ فیتّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة»143
ج: دلى كه قساوت دارد. «جعلنا قلوبهم قاسیة»144
د: دلى كه زنگار گرفته است. «بل ران على قلوبهم ما كانوا یكسبون»145
ه: دلى كه مُهر خورده است. «طبع اللّه علیها بكفرهم»146
ویژگى قلب منیب
قلب منیب، آن است كه بعد از توجّه به انحراف وخلاف، توبه وانابه كرده و به سوى خدا باز گردد. ویژگى بارز آن تغییر حالات در رفتار وگفتار انسان است.
خداوند در آیات قرآنى، نه ویژگى براى قلب كفّار بیان كرده است:
الف: انكار حقایق. «قُلوبُهم مُنكِرة»147
ب: تعصّب. «فى قلوبهم الحَمیّة»148
ج: انحراف و گمراهى. «صَرفَ اللّه قُلوبهم»149
د: قساوت و سنگدلى. «فَویلٌ لِلقاسیَة قلوبهم»150
ه : موت. «لاتَسمعُ المَوتى»151
و: آلودگى و زنگار. «بَل رانَ على قلوبهم»152
ز: مرض. «فى قلوبهم مَرض»153
ح: ضیق. «یجعلْ صَدره ضَیّقاً»154
ط: طبع. «طَبع اللّه علیها بكفرهم»155
قلب انسان، متغیّر و تأثیرپذیر است. لذا مؤمنان اینچنین دعا مىكنند: «ربّنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا»156 خدایا! دلهاى ما را بعد از آنكه هدایت نمودى، منحرف مساز.
امام صادق علیه السلام فرمودند: این جمله (آیه) را زیاد بگویید و خود را از انحراف ایمن و درامان ندانید.157
136) نورالثقلین، ج4، ص57.
137) نهجالبلاغه، خطبه 214.
138) تفسیر صافى.
157) تفسیر نورالثقلین.
كفر و الحاد، سبب مهر خوردن دلها و گوشهاست. «الذین كفروا... ختم اللَّه»
در اثر پافشارى بر كفر، امتیازات اساسى انسان (درك حقایق و واقعیّات) سلب مىشود. «الّذین كفروا... ختم اللَّه»
كیفر الهى، متناسب با عمل ماست. «الّذین كفروا... ختم اللَّه»
آرى، جزاى كسى كه حقّ را فهمید وبر آن سرپوش گذاشت، آن است كه خدا هم بر چشم، گوش، روح و فكرش سرپوش گذارد. در واقع انسان، خود عامل بدبختى خویش را فراهم مىكند. چنانكه امام رضاعلیه السلام فرمود: مُهر خوردن، عقوبت كفر آنهاست.158158) تفاسیر نورالثقلین و كنزالدقائق.