وَمِنۡهُمۡ أُمِّيُّونَ لَا يَعۡلَمُونَ ٱلۡكِتَـٰبَ إِلَّآ أَمَانِيَّ وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَظُنُّونَ
78
وَمِنۡهُمۡ أُمِّيُّونَ لَا يَعۡلَمُونَ ٱلۡكِتَـٰبَ إِلَّآ أَمَانِيَّ وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَظُنُّونَ
78
با وجود كتاب و معلّم، امّى بودن و بىسواد بودن، نقص است و باید براى دستیابى به كتاب حقّ، همه تلاش كنند تا مورد انتقاد قرار نگیرند. «و منهم اُمیّون لایعلمون الكتاب»
بىسوادى وناآگاهى، زمینهى رشد خیالات وآرزوهاى نابجاست. «امیّون... امانى»
توقّعات و انتظارات، باید بر مبناى علم باشد نه خیال. «الاّ یظنّون»
در عقاید، پیروى از گمان و خیال ممنوع است. «ان هم الاّ یظنّون»