سوره بقره - آیه 84 جزء 1 - صفحه 13
  • وَإِذۡ أَخَذۡنَا مِيثَـٰقَكُمۡ لَا تَسۡفِكُونَ دِمَآءَكُمۡ وَلَا تُخۡرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَـٰرِكُمۡ ثُمَّ أَقۡرَرۡتُمۡ وَأَنتُمۡ تَشۡهَدُونَ
    84
تفسیر نور
و (بیاد آرید) هنگامى كه از شما پیمان گرفتیم، خونهاى یكدیگر را نریزید و همدیگر را از سرزمین خود بیرون نكنید، پس شما (به این پیمان) اقرار كردید و خود بر آن گواه هستید.

نکته‌ها
شاید مراد از میثاق بنى‌اسرائیل درباره‌ى احترام به خون مردم، آیه 32 سوره مائده باشد كه مى‌فرماید: بر بنى‌اسرائیل نوشتیم كه هر كس شخصى را بدون دلیل و از روى فساد در زمین بكشد، گویا همه مردم را كشته است.

حقّ حیات، اوّلین حقّ براى هر انسان است و قتل نفس از گناهان كبیره مى‌باشد. در سوره‌ى نساء آیه 93 مى‌خوانیم: هر كس با اختیار و دانسته مسلمانى را بكشد، براى همیشه در دوزخ و مورد غضب خداوند است. همچنان كه در سوره‌ى مائده آیه 32 كشتن یك نفر را بدون هیچ جرمى برابر با كشتن همه مردم شمرده است. در حدیث آمده است: تمام گناهان مقتول به گردن قاتل مى‌افتد. و نیز آمده است: اگر اهل آسمان‌ها و زمین در قتل یك نفر شریك شوند همه به دوزخ مى‌افتند.

روش طاغوت‌ها آن است كه براى محكم كردن پایگاه خود، قلعه‌ها و كاخها بنا مى‌كنند و مردم را آواره كرده و مورد آزار و هتك حرمت قرار مى‌دهند. در حالى كه حتّى بستانكار حقّ ندارد، بدهكار را مجبور به فروش خانه خود نماید. و اگر شخصى در مسجد براى خود جاى بگیرد، كسى حقّ ندارد در آنجا نماز بخواند. و هر كس زودتر از دیگرى مكانى را براى كار یا عبادت یا كشاورزى انتخاب نمود، در اولویّت قرار مى‌گیرد و احدى حقّ مزاحمت ندارد.

انتقاد از یهودیان زمان رسول اكرم صلى الله علیه وآله كه در جمله «اقررتم و انتم» به چشم مى‌خورد به خاطر عملكرد نیاكانشان است. آرى، هركس به كار شخصى یا قومى مربوط به زمان‌هاى گذشته یا آینده راضى باشد، شریك در آن قلمداد مى‌شود.

پیام‌ها
براى اطمینان از انجام كارهاى مهم، سفارش و فرمان كافى نیست، میثاق و عهد لازم است. «اخذنا میثاقكم»

امنیّت جان و وطن، سفارش همه مكاتب الهى است. «لاتسفكون، لاتخرجون»

علاقه به وطن، یك حقّ فطرى و طبیعى است و سلب این حقّ، ظلم آشكار است. «ولا تخرجون أنفسكم من دیاركم»

جامعه به منزله‌ى پیكرى واحد است كه افراد آن، اعضاى این پیكرند. «دماءكم، انفسكم» 373


373) از كلمه »دماءكم« و»انفسكم« استفاده مى‌شود، كشتن یا اخراج دیگرى در واقع كشتن و اخراج خود است. سعدى مى‌گوید: بنى آدم اعضاى یكدیگرند، كه در آفرینش زیك گوهرند(