إِنَّهُۥ مَن يَأۡتِ رَبَّهُۥ مُجۡرِمًا فَإِنَّ لَهُۥ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ
74
إِنَّهُۥ مَن يَأۡتِ رَبَّهُۥ مُجۡرِمًا فَإِنَّ لَهُۥ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ
74
وَمَن يَأۡتِهِۦ مُؤۡمِنًا قَدۡ عَمِلَ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ فَأُوْلَـٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلدَّرَجَـٰتُ ٱلۡعُلَىٰ
75
جَنَّـٰتُ عَدۡنٍ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَـٰرُ خَـٰلِدِينَ فِيهَاۚ وَذَٰلِكَ جَزَآءُ مَن تَزَكَّىٰ
76
جایگاه مؤمن بهشت است، امّا كسب درجه، مربوط به مقدار تزكیه اوست كه باید تلاش كند و در تمام ابعاد خود را از آلودگىها پاك و تزكیه كند؛ تزكیهى روح از عقاید انحرافى، تزكیهى اخلاق از رذائل اخلاقى، تزكیهى جسم از خبائث و تزكیهى اعمال و رفتار از كارهاى زشت و ناشایست.
از گناه بدتر، گناهكار مردن است. «یأت ربّه مجرماً»
انسان باید ایمان خود را تا آخر عمر حفظ كند. «یأته مؤمناً»
انسان در انتخاب عقیده آزاد است. «من یأت ربّه مجرماً... من یأته مؤمناً»
ایمان از عمل صالح جدا نیست. «مؤمناً قد عمل الصالحات»
مؤمن واقعى، عامل به هر كار صالحى است. «عمل الصالحات»
بهشت داراى سلسله مراتب است. «درجات العلى»
تزكیه، كلید بهشت است. «و ذلك جزاء من تزكّى»
مؤمن، اهل خودسازى وتزكیه است. «مؤمناً... لهم الدرجات... جزاء من تزكّى»