سوره طه - آیات 92 تا 94 جزء 16 - صفحه 318

    قَالَ يَـٰهَـٰرُونُ مَا مَنَعَكَ إِذۡ رَأَيۡتَهُمۡ ضَلُّوٓاْ

    92

    أَلَّا تَتَّبِعَنِ‌ أَفَعَصَيۡتَ أَمۡرِي

    93

    قَالَ يَبۡنَؤُمَّ لَا تَأۡخُذۡ بِلِحۡيَتِي وَلَا بِرَأۡسِيٓ‌ إِنِّي خَشِيتُ أَن تَقُولَ فَرَّقۡتَ بَيۡنَ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَلَمۡ تَرۡقُبۡ قَوۡلِي

    94

تفسیر نور
(موسى در حالى كه موى سر و صورت برادر را گرفته بود به او) گفت: اى هارون! زمانى كه دیدى آنان گمراه شدند، چه چیز تو را بازداشت؟ از اینكه مرا پیروى نكنى؟ (چرا براى نجات مردم فوراً به سراغ من نیامدى؟) آیا دستور مرا نافرمانى كردى؟ (هارون در جواب) گفت: (اى برادر و) اى فرزند مادرم! (موى) ریش و سر مرا (به مؤاخذه) مگیر، همانا من ترسیدم (با برخورد تند من، آنها متفرّق شوند و) تو بگویى میان بنى‌اسرائیل تفرقه انداختى و كلام مرا مراقبت نكردى!

نکته‌ها
هنگامى كه حضرت موسى علیه السلام از كوه طور بازگشت و قوم خود را منحرف دید، سه گروه را زیر سؤال برد: الف: مردم «یا قوم ألم یعدكم ربّكم»، ب: هارون علیه السلام «یا هارون ما منعك...»، ج: سامرى «فما خطبك یا سامرى».

به گفته‌ى تفسیر اطیب‌البیان، چون هارون علیه السلام پیامبر و معصوم است و به وظیفه‌ى نهى از منكر خود نیز عمل كرده است، مى‌توان مؤاخذه موسى علیه السلام را به اصطلاح یك جنگ زرگرى دانست كه به در مى‌گوید تا دیوار بشنود. به هارون مى‌گوید كه مردم حساب كار خود را بكنند.

در تفسیر صافى به نقل از امام صادق‌علیه السلام آمده است‌كه توبیخ موسى‌علیه السلام براى آن بود كه چرا هارون‌علیه السلام به محض دیدن آن وضع، آن‌را فوراً به موسى اطلاع نداد.

در شیوه‌ى تبلیغ گاه مى‌بایست براى تكان دادن افكار عمومى و ایجاد لرزه بر اندام مرده‌ى جامعه، دست به كار تازه‌اى زد. چنانچه موسى علیه السلام آن برخورد تند را با جانشین معصوم خویش انجام داد و یا حضرت على علیه السلام در هنگام خطبه خواندن سیلى محكمى به صورت خود زدند، تا مردم را توجّه دهند.

پیام‌ها
رهبران باید پاسخگوى انحرافات مردم باشند. «یا هارون ما منعك»

سكوت و بى‌تفاوتى مسئولین، مورد توبیخ است. «ما منعك»

بدعاقبتى، آفتى براى دینداران است. «رأیتهم ضلّوا»

پیامبر مى‌تواند فرمان‌بَر پیامبر دیگر باشد. «أفعصیت امرى»

در جامعه باید مدیریت واحد حاكم باشد. «أفعصیت امرى»

براى خاموش كردن غضب دیگران، از كلمات عاطفى استفاده كنیم. «یابن امّ»

دین ودیندارى مهم‌تر از فامیل‌دارى است. «لاتأخذ بلحیتى»

غیرت و تعصّب دینى، لازمه‌ى پیامبرى است. «لاتأخذ بلحیتى»

به متّهم فرصت دفاع بدهیم. «لاتأخذ بلحیتى»

موى بلند وزلف داشتن براى مرد جایز است. «و لا برأسى»

خطر تفرقه‌ى یك امّت، هارون پیامبر را نیز مى‌ترساند. «انىّ خشیت»

حفظ وحدت، مهم‌تر از نجات یك گروه است. «انىّ خشیت... فرّقت»

در تصمیم‌گیرى‌ها باید به مسئله‌ى اهمّ ومهم توجّه كرد. «انىّ خشیت»

در برخوردهاى انقلابى باید به عوارض كار توجّه كرد و نباید یكسو نگر بود. «انىّ خشیت...»

خطر تفرقه‌افكنى مهم‌تر از خطر سكوت در برابر انحراف است. «فرّقت بین بنى‌اسرائیل...»