قَالَ فَمَا خَطۡبُكَ يَـٰسَـٰمِرِيُّ
95
قَالَ فَمَا خَطۡبُكَ يَـٰسَـٰمِرِيُّ
95
قَالَ بَصُرۡتُ بِمَا لَمۡ يَبۡصُرُواْ بِهِۦ فَقَبَضۡتُ قَبۡضَةً مِّنۡ أَثَرِ ٱلرَّسُولِ فَنَبَذۡتُهَا وَكَذَٰلِكَ سَوَّلَتۡ لِي نَفۡسِي
96
در كتاب «احتجاج طبرسى» آمده است كه وقتى حضرت على علیه السلام بصره را فتح كرد، مردم دور آن حضرت را گرفتند تا سخنان او را بشنوند، چشم حضرت در میان مردم به حسن بصرى افتاد كه چیزى را یادداشت مىكرد.
امام علیه السلام با صداى بلند او را مخاطب قرار داده و فرمودند: چه مىكنى؟ عرض كرد سخنان شما را مىنویسم تا براى دیگران بازگو نمایم. امام علیه السلام فرمودند: آگاه باشید كه هر قوم و جمعیّتى یك سامرى دارد و تو اى حسن! سامرى این امّت هستى، تو از من آثار رسول خدا را مىگیرى و با هواى نفس و تفسیر به رأى خودت، مكتب تازهاى مىسازى و مردم را به آن فرا مىخوانى.110
بر طبق تفاسیر المیزان، فرقان ونمونه، مراد سامرى از «قَبَضتُ قبضة من أثر الرّسول» آن است كه من مقدارى از آثار موسى را فراگرفته و بر آن مؤمن شدم، سپس آن را رها كرده وگوساله را ساختم و قهراً جملهى «بَصُرتُ بمالم یبصروا» یعنى به طرحى براى انجام این كار پى بردم كه دیگران از آن غافل بودند واین معنا باحدیث فوقمناسبتر است.
110) تفسیر نمونه.
با منحرفان ومفسدان فرهنگى باید برخورد كرد. «فما خَطبُك یا سامرى»
در یك انقلاب، همهى مردم از درون عوض نمىشوند، بلكه افرادى مثل سامرىها منتظر فرصت مىمانند. «فما خطبك یا سامرى»
گاهى منحرفین، دریافتهایى دارند كه متدیّنین از آن بىخبرند. «بَصُرتُ بما لم یبصروا»
طرّاحان انحراف، از جهل مردم استفاده مىكنند. «بمالم یبصروا»
سردمداران باطل براى انحراف مردم، حتّى از مقدّسات نیز سوءاستفاده مىكنند. «من أثر الرّسول» (سیاستِ مذهب علیه مذهب)
اگر هنر با هواى نفس همراه شد، بالاترین خطرهاست. «سَوّلتْ لى نفسى»
تا انسانى از درون فریب نفس خویش را نخورد، نمىتواند دیگران را فریب دهد. «سوّلت لى نفسى»