فَلَمَّآ أَحَسُّواْ بَأۡسَنَآ إِذَا هُم مِّنۡهَا يَرۡكُضُونَ
12
فَلَمَّآ أَحَسُّواْ بَأۡسَنَآ إِذَا هُم مِّنۡهَا يَرۡكُضُونَ
12
لَا تَرۡكُضُواْ وَٱرۡجِعُوٓاْ إِلَىٰ مَآ أُتۡرِفۡتُمۡ فِيهِ وَمَسَـٰكِنِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تُسۡـَٔلُونَ
13
قَالُواْ يَـٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا ظَـٰلِمِينَ
14
فَمَا زَالَت تِّلۡكَ دَعۡوَىٰهُمۡ حَتَّىٰ جَعَلۡنَـٰهُمۡ حَصِيدًا خَـٰمِدِينَ
15
در اینكه مراد از «مورد سؤال قرار گیرید» چیست؟ ممكن است این باشد كه خودتان از یكدیگر، یا فقرا از شما، یا تاریخ آینده از شما سؤال كند. واللَّهالعالم.
هیچ كس را در مقابل قهر خداوند، تاب مقاومت نیست. «یركضون» (مغرورها نیز بهنگام خطر، صحنه را خالى كرده و مىگریزند.)
از قهر الهى نمىتوان فرار كرد. «لا تركضوا»
كامیابى مىتواند زمینهساز ظلم وطغیان باشد. «ما اترفتمفیه»
باید مجازات را در محل وقوع جرم اجرا كرد، شاید مورد سؤال واقع شوند. «لعلكم تسئلون»
ستمگران سرانجام مورد بازخواست قرار خواهند گرفت. «تسئلون»
پایان ظلم، پشیمانى است. «یا ویلنا»
عاقبت، وجدانهاى خفته، بیدار و منكران حقیقت، بر آن اقرار خواهند كرد. «انّا كنّا ظالمین»
به هنگام نزول بلا، نالهها از اثر مىافتد. «فما زالت تلك دعوئهم ...»
كفر و ظلم، سرنوشتى همچون گیاهان درو شده وبىجان براى انسان به ارمغان مىآورد. «حصیداً خامدین»
جار و جنجالهاى تبلیغاتى، ستایشها و تملّقها، و تهدیدها و ارعابها در محضر الهى محكوم به خاموشى است. «خامدین»
ظلم مستمر، عذاب الهى را در پى دارد. «انّا كنا ظالمین... حصیداً خامدین»