قَالُواْ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٍ فَسۡـَٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ
113
قَالُواْ لَبِثۡنَا يَوۡمًا أَوۡ بَعۡضَ يَوۡمٍ فَسۡـَٔلِ ٱلۡعَآدِّينَ
113
قَـٰلَ إِن لَّبِثۡتُمۡ إِلَّا قَلِيلًا لَّوۡ أَنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ
114
در قیامت از مردم سؤال مىشود: شما چه مدّتى در دنیا اقامت داشتید؟ «كم لبثتم» این سؤال چندین بار در قرآن مطرح شده وهركس طبق پندار خود پاسخى مىدهد از جمله:
ما به مقدار ساعتى از یك روز، در دنیا ماندیم. «ساعة من نهار» 116
یك شامگاه، یا یك صبح. «عشیّة اوضحاها» 117
یك روز یا قسمتى از یك روز. «یوماً او بعض یوم» 118
ممكن است مراد از «كم لبثتم فى الارض» مدّت توقّف در قبر و عالم برزخ باشد.
رستگارى در سایهى استقامت است. «اَنّهم هم الفائزون»
در قیامت تنها گروه رستگار صابرانند. 119 «اَنّهم هم الفائزون»
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند بر اثر صبر نوبت ظفر آید.
حسرت بزرگ آن است كه انسان براى لذّت و راحتى چند روزه، دوزخ و عذاب همیشگى را خریدارى كند. «لبثنا یوماً»
به مهلت روزگار مغرور نشوید، كه مدّتى بسیار اندك است. «یَوماً اوبعض یوم»
همهى عمر دنیا نسبت به ابدیّت اندك است. «یوماً او بَعض یوم»
برخى از فرشتگان، مأمور شمارش و آمار ایّام هستند. «فسئل العادّین»