فَقَالَ ٱلۡمَلَؤُاْ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوۡمِهِۦ مَا هَـٰذَآ إِلَّا بَشَرٌ مِّثۡلُكُمۡ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيۡكُمۡ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَأَنزَلَ مَلَـٰٓئِكَةً مَّا سَمِعۡنَا بِهَـٰذَا فِيٓ ءَابَآئِنَا ٱلۡأَوَّلِينَ
24
فَقَالَ ٱلۡمَلَؤُاْ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوۡمِهِۦ مَا هَـٰذَآ إِلَّا بَشَرٌ مِّثۡلُكُمۡ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيۡكُمۡ وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَأَنزَلَ مَلَـٰٓئِكَةً مَّا سَمِعۡنَا بِهَـٰذَا فِيٓ ءَابَآئِنَا ٱلۡأَوَّلِينَ
24
حُبّ ذات، غریزهاى عمیق در انسانهاست. (انسان از این كه كسى بر او برترى یابد نگران است) «یتفضّل علیكم»
تهمت برترىجویى، وسیلهى تبلیغات كفّار است. «یرید اَن یَتفضّل علیكم»
انسان متكبّر، براى خدا هم تكلیف معیّن مىكند. «لو شاءاللّه لانزل ملائكةً»
كافران كمال را نقص مىپندارند. «ماهذا الاّ بشر... لانزلملائكةً» (انسان بودن انبیا براى راهنمایى بشر كمال است، امّا كفّار مىگفتند: او نباید بشر باشد)
در برابر منطق صحیح، به تاریخ و تقلید نیاكان و فرهنگ ملّى خود تكیه نكنید و مدافع وضع موجود نباشید. «ما سَمِعنا بهذا»