وَٱلَّذِينَ هُمۡ عَنِ ٱللَّغۡوِ مُعۡرِضُونَ
3
وَٱلَّذِينَ هُمۡ عَنِ ٱللَّغۡوِ مُعۡرِضُونَ
3
وَٱلَّذِينَ هُمۡ لِلزَّكَوٰةِ فَـٰعِلُونَ
4
دورى و پرهيز از لغو، مخصوص مسلمانان نيست، قرآن دربارهى خوبان اهل كتاب نيز مىفرمايد: وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ ... اهل كتاب با ايمان، از لغو گريزانند.
«زكات» در لغت، به معناى رشد و نموّ و پاكيزگى است و در اصطلاح، يك نوع ماليات شرعى و از اركان و واجبات دين است.
در جامعه اسلامى، پاسدارى از نماز وناموس، بسيار مهم است. در همين چند آيه، نسبت به ناموس با تعبير «حافِظُونَ» و درباره نماز با جمله «عَلى صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ» ياد شده است.
دورى از لغو در دنيا، بهرهاش، محفوظ ماندن از لغو در قيامت است. «عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»، «لا تَسْمَعُ فِيها لاغِيَةً»
اعراض از لغو، نبايد با بدگويى و تندخويى همراه باشد، زيرا در آيهى ديگر مىفرمايد: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً»
در روايات براى لغو، نمونههايى آمده است از جمله: سخنى كه در آن ياد خدا نباشد و يا غنا و لهويّات باشد.
در روايات مىخوانيم: جز با زن عفيفه ازدواج نكنيد و با كسى كه در مال خود او را امين نمىدانيد، همبستر نشويد.
اهميّت زكات
زكات، يكى از پنج چيزى است كه بناى اسلام بر آن استوار است.
در قرآن 32 بار كلمه «زكات» و 32 بار واژه «برك» آمده، گويا زكات مساوى با بركت است.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله افرادى را كه زكات نمىدادند، از مسجد بيرون كرد.
حضرت مهدى عليه السلام در انقلاب بزرگ خود، با تاركين زكات مىجنگد.
تارك زكات در لحظهى مرگ از خداوند مىخواهد كه او را به دنيا باز گرداند تا كار نيك انجام دهد، امّا مهلت او پايان يافته است.
امام صادق عليه السلام فرمود: اگر مردم زكات بدهند، هيچ فقيرى در زمين باقى نمىماند.
2- دورى از لغو، به اندازهاى مهم است كه بين نماز و زكات ذكر شده است.
«خاشِعُونَ- مُعْرِضُونَ- لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ»
3- اهميّت زكات مانند اهميّت نماز است. (در 28 آيه، نماز و زكات در كنار هم آمده است) «فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ، لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ»
4- اعتقاد به تنهايى كافى نيست، عمل هم لازم است. الْمُؤْمِنُونَ ... فاعِلُونَ
5- حيا، شرط ايمان است. «لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ» (آلودگى جنسى، نشانهى ضعف ايمان است)
6- شهوت، طغيانگر است و به كنترل و حفاظت نياز دارد. «حافِظُونَ»
7- در ارضاى غريزهى جنسى، محدوديّت لازم است ولى ممنوعيّت خلاف فطرت است. «إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ»
8- حياى نابجا ممنوع. همين كه اسلام، انجام كارى را اجازه داد، همهى سنّتها و عادتها و سليقههاى شخصى و مخالف دين، محكوم است. «غَيْرُ مَلُومِينَ»
9- قانون شكنى، تجاوز به حدودى كه خداوند تعيين نموده مىباشد. «العادُونَ»
10- به سراغ گناه رفتن نيز گناه است. «ابْتَغى- العادُونَ»