وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَـٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلًا
27
وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَـٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلًا
27
يَـٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلًا
28
به گفتهى روايات، رهبر الهى، مصداق ذكر است و گمراه كردن از ذكر «لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ» يعنى گمراه شدن از رهبر حقّ.
اسلام براى دوستى وانتخاب دوست، سفارشهاى زيادى دارد و دوستى با افرادى را تشويق و از دوستى با افرادى نهى كرده است كه اين موضوع به بحث مستقلّى نياز دارد.
برخى از عنوانهاى فرعى موضوع «دوست و دوستى» به اين شرح است:
راههاى شناخت دوست، مرزهاى دوستى، ادامهى دوستى، قطع دوستى، انگيزههاى دوستى، آداب معاشرت با دوستان و حقوق دوست، كه براى هر يك آيات و روايات بسيارى است و ما به گوشهاى از آنها اشاره مىكنيم:
اگر در شناخت كسى به ترديد افتاديد، به دوستانش بنگريد كه چه افرادى هستند. «فانظروا الى خلطائه»
تنهايى، از رفيق بد بهتر است.
از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيدند: بهترين دوست كيست؟ فرمود: كسى كه ديدارش شما را به ياد خدا بيندازد، و گفتارش به علم شما بيفزايد و كردارش ياد قيامت را در شما زنده كند.
حضرت على عليه السلام فرمود: هنگامى كه قدرتت از بين رفت، رفقاى واقعى تو از دشمنان شناخته مىشوند.
حضرت على عليه السلام فرمود: رفيق خوب، بهترين فاميل است.
در حديث آمده است: دوستت را در مورد غضب، درهم، دينار و مسافرت آزمايش كن.
در شعر شاعران نيز دربارهى دوست و دوستى، بسيار سخن به ميان آمده و به معاشرت و همنشينى با دوستان خوب بسيار سفارش شده است؛
همنشين تو از تو به بايد
تا تو را عقل و دين بيفزايد
و از همنشينى با دوستان بد مذمّت شده است، رفيق بد به مار خوش خط و خالى تشبيه شده است كه زهرى كشنده در درون دارد؛
تا توانى مىگريز از يار بد
يار بد بدتر بود از مار بد
مار بد تنها تو را بر جان زند
يار بد بر جان و بر ايمان زند
يا دوست بد به ابر تيرهاى تشبيه شده است كه خورشيد با آن عظمت را مىپوشاند؛
با بدان منشين كه صحبت بد
گرچه پاكى تو را پليد كند
آفتاب بدين بزرگى را
پارهاى ابر ناپديد كند
2- رها كردن راه انبيا ظلم است. (ظلم به خود و ظلم به انبيا) «يَعَضُّ الظَّالِمُ»
3- عذاب قيامت بسيار سخت است. «يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ» (مشرك تنها يك انگشت ويا يك دست خود را گاز نمىگيرد، بلكه دو دست خود را گاز مىگيرد)
4- در قيامت، وجدانها بيدار مىشود. «يَعَضُ- يَقُولُ»
5- پشيمانى، دليل بر اختيار انسان است و اگر كسى مجبور بود، پشيمانى معنا نداشت. «يا لَيْتَنِي»
دوستىهاى نامشروع امروز، فرداى خطرناكى دارد. «يا لَيْتَنِي» دوست در سرنوشت انسان مؤثّر است.
7- ايمان به تنهايى كافى نيست، همراه بودن با انبيا نيز لازم است. ارتباط با انبيا هر چند اندك باشد، مىتواند راه نجات باشد. «مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا»
9- دو دوستى در يك دل جا نمىگيرد. (دوستى پيامبر و دوستى انسان گمراه) اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ ... لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا
10- دوستان منحرف، عوامل شيطانند. «فُلاناً خَلِيلًا- وَ كانَ الشَّيْطانُ»
11- نام و شخص افراد مهم نيست، كارايى آنان مهم است. «فُلاناً- أَضَلَّنِي»
12- نشانهى دوست بد آن است كه انسان را غافل كند. «أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ»
13- گاهى عواطف دوستى، بر استدلال و منطق غلبه مىكند. «أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي»
14- خداوند با همهى مردم اتمام حجّت مىكند. «بَعْدَ إِذْ جاءَنِي»