أَلَمۡ تَرَ إِلَىٰ رَبِّكَ كَيۡفَ مَدَّ ٱلظِّلَّ وَلَوۡ شَآءَ لَجَعَلَهُۥ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلۡنَا ٱلشَّمۡسَ عَلَيۡهِ دَلِيلًا
45
أَلَمۡ تَرَ إِلَىٰ رَبِّكَ كَيۡفَ مَدَّ ٱلظِّلَّ وَلَوۡ شَآءَ لَجَعَلَهُۥ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلۡنَا ٱلشَّمۡسَ عَلَيۡهِ دَلِيلًا
45
ثُمَّ قَبَضۡنَـٰهُ إِلَيۡنَا قَبۡضًا يَسِيرًا
46
كیف مدّالظل نقش اولیاست كو دلیل نور خورشید خداست 317
اندرین وادى مرو بى این دلیل لا اُحبّ الآفلین گو چون خلیل 318
317) شهریار نیز مىگوید: به على شناختم من، به خدا قسم خدارا.
318) مولوى.
گردش زمین به دور خود و خورشید تصادفى نیست، حكیمانه و مدبرانه است. «ألم تَر الى ربّك كیف مدّ الظل»
انسان غرق در نعمتهاست، ولى با دیدهى عبرت به آنها نمىنگرد. «ألم تر الى ربّك كیف مدّ الظل»
گستردگى و طولانى شدن مدّت سایه به خاطر پرورش و رشد و شكوفایى است. «ربّك... مدّالظل» (اگر نور، مستقیم و یا سایه دائمىبود، یا همگى مىسوختند و یا منجمد مىشدند.)
گرچه خداوند قدرت دارد كه در طبیعت، تغییر و تحوّل شدید ایجاد كند، ولى خداوند سنّت خود را ترك نمىكند. «ولوشاء»
تداوم گردش هستى به دست اوست. «ولوشاء لجعله ساكنا»
شناخت سایه با وجود خورشید و نور ممكن است، زیرا هر چیزى با وجود ضدش شناخته مىشود. «ثمّ جعلنا الشمس علیه دلیلا»
حركت هستى و عملكرد طبیعت، عمل خداست. «مدّ - جعلنا - قبضنا»
همان گونه كه آفرینش جهان به تدریج و آرامى و در شش مرحله صورت گرفته است، تغییر آن نیز به تدریج خواهد بود. «قبضاً یسیراً»
گرفتن هیچ چیز براى خدا سخت نیست. «قبضاً یسیراً»