كَذَّبَتۡ عَادٌ ٱلۡمُرۡسَلِينَ
123
كَذَّبَتۡ عَادٌ ٱلۡمُرۡسَلِينَ
123
إِذۡ قَالَ لَهُمۡ أَخُوهُمۡ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ
124
إِنِّي لَكُمۡ رَسُولٌ أَمِينٌ
125
فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
126
وَمَآ أَسۡـَٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلۡعَـٰلَمِينَ
127
دعوت پیامبران، برادرانه بود. «اَخوهم» (حتّى كلمهى «اَبوهم» نیاورده تا عمق صفا و تواضع و صداقت را بیان كند).
تقوا، سرلوحهى دعوت انبیا است. «اَلا تَتّقون»
دعوت به تقوا، لازمهى اُخوّت وبرادرى است. «اَخوهم هود اَلا تَتّقون»
رسالت انبیا براى رشد مردم است، نه سلطه بر آنها. «لكم»
پیامبران، از خود حرفى نداشتند، هر چه مىگفتند پیام الهى بود. «رسول أمین»
لحن همهى انبیا و شیوهى تبلیغ و محتواى مطالب و خط فكرى آنان مشترك است. (تكرار آیات شاهد این سخن است).
تقواى الهى، زمینهساز اطاعت از رهبرى است. «فاتّقوا اللّه و اَطیعون» پیروى از رهبران الهى، تبلور تقواى الهى است.
اخلاص و بى توقّعى، رمز موفقیّت است. «و ما أسئلكم»
اخلاص و توكّل، لازمهى تبلیغ است. «اِن أجرى ...»
كسى كه هستى را اداره مىكند، زندگى مرا نیز اداره خواهد كرد. «اِن أجرى الا على ربّ العالمین»
نظام هستى از عوامل مختلفى تشكیل شده كه همهى آنها تحت یك تدبیر و در حال رشد هستند. «ربّ العالمین»