كَذَّبَتۡ ثَمُودُ ٱلۡمُرۡسَلِينَ
141
كَذَّبَتۡ ثَمُودُ ٱلۡمُرۡسَلِينَ
141
إِذۡ قَالَ لَهُمۡ أَخُوهُمۡ صَـٰلِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ
142
إِنِّي لَكُمۡ رَسُولٌ أَمِينٌ
143
فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ
144
وَمَآ أَسۡـَٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٍ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلۡعَـٰلَمِينَ
145
در بیان تاریخ، باید به نكات مهم توجّه شود، نه به مسایلى كه دانستن یا ندانستن آنها سود و ضررى ندارد. در این داستانها، دربارهى تعداد مردم و نام مكان و تاریخ حادثه و جزئیات دیگر، مطلبى بیان نشده است، زیرا آنچه مایهى عبرت است، نشان دادن جلوههاى حقّ و باطل و بیان پیروزى حقّ بر باطل است.
همه مىگفتند: «اَلا تتّقون»
همه مىگفتند: «فاتّقوا اللّه واَطیعون»
همه مىگفتند: «اِنّى لكم رسول أمین»
همه مىگفتند: «ما أسئلكم علیه من أجر»
و خلاصهى پیام همهى آنان چند چیز بود: برادرى، تقوا، پیروى از رهبر، بىتوقّعى، توكّل بر خدا و اطمینان دادن به مردم كه ما به نفع شما و امین شما هستیم. (پیامهاى این چند آیه نیز مانند پیامهاى آیات قبل است كه دربارهى پیامبران دیگر در همین سوره عنوان شد.)