سوره شعراء - آیات 168 تا 175 جزء 19 - صفحه 374

    قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ ٱلۡقَالِينَ

    168

    رَبِّ نَجِّنِي وَأَهۡلِي مِمَّا يَعۡمَلُونَ

    169

    فَنَجَّيۡنَـٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ أَجۡمَعِينَ

    170

    إِلَّا عَجُوزًا فِي ٱلۡغَـٰبِرِينَ

    171

    ثُمَّ دَمَّرۡنَا ٱلۡـَٔاخَرِينَ

    172

    وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهِم مَّطَرًا‌ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلۡمُنذَرِينَ

    173

    إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَـَٔايَةً‌ وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ

    174

    وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ

    175

تفسیر نور
لوط گفت: من مخالف شدید كردار شما هستم. پروردگارا! من و كسان مرا از (شرّ) آنچه انجام مى‌دهند رهایى بخش. پس (دعایش را مستجاب كردیم و) او وتمام خاندانش را نجات دادیم. مگر پیرزنى (زن لوط) كه در میان بازماندگان بود. سپس، دیگران را ریشه‌كن كردیم. و بر سر آنان بارانى (از سنگ) فرو فرستادیم. پس چه بد است باران هشدار داده شدگان. البتّه در این (ماجرا) نشانه‌اى (از قدرت الهى) است، لكن بیشتر مردم ایمان‌آورنده نیستند. همانا پروردگار تو همان تواناى مهربان است.

نکته‌ها
كلمه‌ى «قالین» به معناى اظهار نگرانى و مخالفت شدیدى است كه از عمقِ جان باشد.
پیام‌ها
با كار بد مخالفت كنید، نه با شخص خلافكار. «لعمَلِكم من القالین»

انبیا، در برابر تهدیدها نمى‌ترسیدند و حرف خود را مى‌زدند. «من القالین» لوط در برابر تهدید اخراج وتبعید، فرمود: من دشمن كار شما هستم.

تنفّر از كار بد، هم باید زبانى باشد و هم عملى. «قال اِنّى لعملكم - ربّ نجّنى» آرى نگرانى تنها كافى نیست، باید به فكر رهایى ونجات از مركز فساد بود.

محیط آلوده براى مردان خدا قابل تحمّل نیست؛ اگر از اصلاح محیط مأیوس شدند، حداقل خود را از آنجا نجات مى‌دهند. «نجّنى»

بزرگان جامعه باید به فكر خاندان و یاران خود باشند. «نجّنى و اهلى»

دعاى انبیا مستجاب است. «ربّ نجّنى - فنجّیناه»

زن، در انتخاب راه وابسته به شوهر نیست. «الاّ عجوزاً» (زن لوط راه انحرافى را برگزیده بود)

در ادیان آسمانى، همه‌ى قوانین و ارزش‌ها بر اساس ضوابط است نه روابط. «الاّ عجوزًا» (زن پیامبر نیز اگر منحرف شد، هلاك مى‌شود، زیرا ملاك و میزان، كفر وایمان است نه رابطه‌ها و نسبت‌ها)

حساب اطرافیان و وابستگان شخصیّت‌ها را، از حساب خود آنان جدا كنید. «الاّ عجوزًا» (ممكن است انسان پیامبر وفرستاده خدا باشد، ولى بستگانش در راه حقّ نباشند. همسر لوط در خانه پیامبر بود، ولى داراى تفكّر انحرافى بود.)

كیفر گناه براى همه یكسان است، زن لوط در میان نابودشدگان است و امتیاز ویژه‌اى ندارد. «فى الغابرین»

كیفر كسانى كه مسیر ازدواج را به لواط مى‌كشانند، آن است كه باران رحمت، باران عذاب شود و آنان را از پاى در آورد. «فساء مَطر المنذرین»

خداوند قبل از عذاب، هشدار مى‌دهد و اتمام حجّت مى‌كند. «المنذرین»

همین كه جامعه از افراد صالح خالى شد، زمینه‌ى قهر الهى فراهم شده است. «نجّیناه و اهله... ثمّ دمّرنا»

طبیعت، در اختیار قدرت الهى است. (همان قدرتى كه از آسمان باران نازل مى‌كند، مى‌تواند سنگ نازل كند) «فامطرنا علیهم مطراً...»

تاریخ، مایه‌ى عبرت است. «اِنّ فى ذلك لایةً»

در تربیت، تكرار لازم است. (در این سوره بعد از نقل ماجراى هریك از پیامبران، جمله‌ى «اِنّ فى ذلك لآیة» آمده است).

اكثر مردم پند پذیر نیستند. «و ما كان اكثرهم مؤمنین»

قدرت همراه با رحمت ارزش دارد. «العزیز الرّحیم»