فَأَسۡقِطۡ عَلَيۡنَا كِسَفًا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّـٰدِقِينَ
187
فَأَسۡقِطۡ عَلَيۡنَا كِسَفًا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّـٰدِقِينَ
187
قَالَ رَبِّيٓ أَعۡلَمُ بِمَا تَعۡمَلُونَ
188
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمۡ عَذَابُ يَوۡمِ ٱلظُّلَّةِۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٍ
189
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَـَٔايَةً وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ
190
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ
191
در چگونگى عذاب قوم شعیب چند تعبیر آمده است: یك جا مىفرماید: با زلزله نابود شدند.53 در جاى دیگر مىفرماید: با صیحه عذاب شدند.54 و در اینجا مسألهى ابر مطرح است. هر سه مطلب، با هم قابل جمع است كه از ابرِ سیاهى رعد و صیحهاى برخیزد و لرزه بر جان آنان بیفتد یا با ایجاد زلزلهاى همزمان، نابود شوند؛ و شاید زلزله مربوط به اصحاب مَدیَن و ابر سیاه مربوط به اصحاب اَیكه باشد، چون حضرت شعیب بر هر دو قوم مبعوث بود و در سورهى اعراف، رسالت بر قوم مدین مطرح شده است كه آنان با زلزله نابود شدند، ولى در این سوره از رسالت بر اصحاب ایكه یاد شده است.
با مقاومت رهبران حقّ، مخالفان از شعارهاى تند خود عقب نشینى مىكنند. قوم شعیب اوّل او را سحر شده و دروغگو خواندند، سپس گفتند: اگر از راستگویانى. «انّما انت من المسحّرین» به «ان كنت من الصادقین» تبدیل مىشود.
در شیوهى تبلیغ وارشاد، لازم نیست بر طبق تمایلات و خواستههاى مخالفان عمل شود. «قال ربّى اعلم...» (آنان سقوط قطعاتى از آسمان را درخواست مىكردند، امّا پیامبر پاسخ مىدهد: خداوند آگاهتر است)
یاد خدا وتوكّل بر او، بهترین پشتوانه در برابر خرافات است. «قال ربّىاعلم...»
سرنوشت ما به دست خود ماست. «فكذّبوه فأخذهم ...»
خداوند، انبیا را حمایت و مخالفانشان را نابود مىكند. «فكذّبوه فأخذهم»
حبّ دنیا و رسیدن به مال، انسان را به سركشى در برابر انبیا وادار مىكند. «لاتبخسوا النّاس اشیائهم - فكذّبوه»
هدف قرآن از نقل تاریخ، عبرت آموزى است، نه داستانسرایى. «لآیةً»
اكثر مردم در خط حقّ قرار نمىگیرند. «و ما كان اكثرهم مؤمنین»
مربّى باید همراه با قدرت، عطوفت نیز داشته باشد. «لهو العزیز الرّحیم»
همان خداوندى كه شعیب را حمایت و مخالفان او را هلاك كرد، پروردگار تو نیز هست. «اِنّ ربّك لهو العزیز الرّحیم» (بیان تاریخ امثال حضرت شعیب، هم مایهى دلدارى و تسلّى پیامبر است و هم تهدیدى براى كفّار و دشمنان)
هلاكت مخالفان انبیا، نمودى از عزّت و قدرت الهى است، همان گونه كه مهلتى كه به آنان داده مىشود نمودى از رحمت اوست. «العزیز الرّحیم»