وَمَا يَأۡتِيهِم مِّن ذِكۡرٍ مِّنَ ٱلرَّحۡمَـٰنِ مُحۡدَثٍ إِلَّا كَانُواْ عَنۡهُ مُعۡرِضِينَ
5
وَمَا يَأۡتِيهِم مِّن ذِكۡرٍ مِّنَ ٱلرَّحۡمَـٰنِ مُحۡدَثٍ إِلَّا كَانُواْ عَنۡهُ مُعۡرِضِينَ
5
فَقَدۡ كَذَّبُواْ فَسَيَأۡتِيهِمۡ أَنۢبَـٰٓؤُاْ مَا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ
6
تذكّرهاى قرآن، یكى از الطاف دائمى خداوند است. «ذكر مِن الرّحمن»
هیچ تذكّرى در افراد سنگدل، كارساز نیست. «من ذكرٍ»
خداوند با تذكّر، تكرار ونوآورى، با كفّار اتمام حجّت مىكند. «ذكر... محدث»
انسان نباید به سنّتهاى كهن خود آن گونه دلبستگى داشته باشد كه هر حرف تازهاى را بشنود با آنكه حقّ است، باور نكند. «ذكر... محدث... عنه معرضین»
دین، عامل هوشیارى است، نه تخدیر. «من ذكر»
گروهى از مردم به جاى پذیرش حقّ، از قبل راه لجاجت را انتخاب كردهاند. (اعراض ودورى از حقّ، شیوه دائمى گروهى از مردم است). «كانوا»
اعراضى كه برخاسته از استكبار وتكذیب باشد، خطرناك است. «معرضین - كذّبوا»
بىاعتنایى به خطرها و كیفرهاى آینده رمز قهر الهى است. «انباؤا ما كانوا»
آنان كه حقّ و پیروان آن را مسخره مىكنند، كارشان بىپاسخ نخواهد ماند. «ما كانوا به یستهزؤن» (یا در دنیا، یا در هنگام مرگ، یا در برزخ، یا در رجعت و یا در قیامت پاسخ كارهاى زشت خود را خواهند دید.)