سوره قصص - آیه 31 جزء 20 - صفحه 389

    وَأَنۡ أَلۡقِ عَصَاكَ‌ۚ فَلَمَّا رَءَاهَا تَهۡتَزُّ كَأَنَّهَا جَآنٌّ وَلَّىٰ مُدۡبِرًا وَلَمۡ يُعَقِّبۡ‌ۚ يَـٰمُوسَىٰٓ أَقۡبِلۡ وَلَا تَخَفۡ‌ إِنَّكَ مِنَ ٱلۡـَٔامِنِينَ

    31

تفسیر نور
و (از تو مى‌خواهم) این‌كه عصایت را بیفكنى! پس چون (موسى عصا را انداخت ناگهان) مشاهده كرد كه آن (عصا) چنان جست و خیز مى‌كند كه گویا مارى چالاك و كوچك است، پشت‌كنان فرار كرد و به عقب (هم) نگاه نكرد! (به او ندا رسید كه) اى موسى! پیش بیا و نترس، همانا تو درامان هستى.

پیام‌ها
خداوند از هر چیز مى‌تواند معجزه‌اى بیافریند. «اَلقِ عصاك... كانّها جانّ»

براى انجام مأموریّت‌هاى بزرگ، باید برنامه را قبلاً تمرین و تكرار كرد. «اَلقِ عصاك» (حضرت موسى مى‌بایست ابتدا خود، معجزه را ببیند تا بتواند آن را در برابر دیگران تكرار نماید.)

انبیا در جنبه‌ى بشرى، همچون سایر انسان‌ها نسبت به امورى، دغدغه و ترس داشته‌اند. «لاتَخَف»