وَكَيۡفَ تَكۡفُرُونَ وَأَنتُمۡ تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ ءَايَـٰتُ ٱللَّهِ وَفِيكُمۡ رَسُولُهُۥ وَمَن يَعۡتَصِم بِٱللَّهِ فَقَدۡ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَٰطٍ مُّسۡتَقِيمٍ
101
وَكَيۡفَ تَكۡفُرُونَ وَأَنتُمۡ تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ ءَايَـٰتُ ٱللَّهِ وَفِيكُمۡ رَسُولُهُۥ وَمَن يَعۡتَصِم بِٱللَّهِ فَقَدۡ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَٰطٍ مُّسۡتَقِيمٍ
101
وجود قانون به تنهایى براى جلوگیرى از كفر و انحراف كفایت نمىكند، رهبر نیز لازم است. «وفیكم رسوله...»
تكیه و توكّل به خداوند و استمداد از او، رمز مصونیّت از تمام وسوسهها و انحرافات است. «من یعتصم باللّه فقد هدى»
راه اعتصام به خداوند، به روى هر كسى باز است. «ومن یعتصم باللّه...»
رو كردن به هر كس و هر مقامى غیر از خداوند، انحراف است. «و من یعتصم باللّه فقد هدى الى صراط مستقیم»
آنچه مهمتر از حركت است، پیدا كردن راه مستقیم و حركت در آن است. «هدى الى صراط مستقیم»
هدایت، نتیجهى قطعى اعتصام به خداوند است. «فقد هدى»
اعتصام به خداوند، یك حركت جدّى توأم با انتخاب آگاهانه است كه لازمهى آن رهسپارى با اولیاى خداست.123 «من یعتصم باللّه فقد هدى»