سوره آل عمران - آیه 112 جزء 4 - صفحه 64
  • ضُرِبَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلذِّلَّةُ أَيۡنَ مَا ثُقِفُوٓاْ إِلَّا بِحَبۡلٍ مِّنَ ٱللَّهِ وَحَبۡلٍ مِّنَ ٱلنَّاسِ وَبَآءُو بِغَضَبٍ مِّنَ ٱللَّهِ وَضُرِبَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَسۡكَنَةُ‌ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَانُواْ يَكۡفُرُونَ بِـَٔايَـٰتِ ٱللَّهِ وَيَقۡتُلُونَ ٱلۡأَنۢبِيَآءَ بِغَيۡرِ حَقٍّ‌ۚ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعۡتَدُونَ
    112
تفسیر نور
(دشمنان شما به قدرى ترسو و زبون هستند كه) هر كجا یافت شوند، مُهر ذلّت بر آنها خورده است، مگر آنكه به ریسمان (امان) الهى چنگ زنند (و از انحراف و فسق دست برداشته، ایمان آورند) و با مردم پیوندى برقرار كنند. آنها گرفتار خشم خدا گشتند ومُهر بیچارگى بر آنها زده شد. این به خاطر آن بود كه به آیات خدا كفر مى‌ورزیدند و پیامبران را به ناحق مى‌كشتند. این بدان سبب بود كه عصیان ورزیده و تجاوز مى‌كردند.

نکته‌ها
چنانكه در روایات آمده، این آیه در مورد قوم یهود است كه به جهت نافرمانى حكم خدا و پیامبران، دچار غضب الهى گردیده و مُهر ذلّت و مسكنت بر آنان زده شد. از جمله گناهان آنان كشتن پیامبران بوده است كه طبق روایات، مراد از آن، كشتن با شمشیر نیست، بلكه افشاى اخبار و اسرار آنان بوده كه موجب سلطه‌ى قدرت‌هاى ستمگر و قتل آنان مى‌گردیده است.132
132) كافى، ج 2، ص 371.
پیام‌ها
نتیجه‌ى كفر و پیامبركشى، ذلّت و مسكنت است. «ضربت علیهم الذلّة»

یهود همیشه ذلیل است. گرچه گاهى سرنخ تبلیغات و اقتصاد و سیاست را به دست مى‌گیرد، امّا از نظر كرامت و عزّت و محبوبیّت و امنیّت، بدترین جایگاه را دارد. (مثل افراد دزد وچاقوكشى كه ایجاد دلهره كرده ودرآمدهاى كلانى به دست مى‌آورند، ولى هرگز از جایگاه والایى برخوردار نیستند.) «ضربت علیهم الذلّة»

روحیّه‌ى مؤمنان را با بیان وضع نكبت‌بار مخالفان تقویت كنید. «ضربت علیهم الذلّة»

رمز عزّت دو چیز است: ایمانى از درون به قدرت الهى، ارتباطات حسنه‌اى از بیرون با امّت‌ها و ملّت‌ها. «حبل من اللّه و حبل من الناس»

راه نجات یهود، یا ایمان آوردن به اسلام است؛ «حبل من اللّه» یا عقد قرارداد با مسلمانان. «حبل من الناس»

عقیده، در عمل اثر دارد. «ذلك بانهم كانوا یكفرون»

براى قوم یهود انبیاى متعدّدى آمدند. «النبیین»

نسبت به بزرگ‌ترین شخصیّت‌ها نیز معیارها را فراموش نكنید. با اینكه پیامبركشى بزرگ‌ترین جنایت است، امّا كلمه «بغیر حق» رمز آن است كه معیار، باطل است، نه شخص پیامبر. «یقتلون النبیین بغیر حق»

گناه و تجاوز، زمینه‌ساز گناهان بزرگ‌ترى همچون كفر و پیامبركشى مى‌گردد. «ذلك بما عصوا...»

آنچه از تجاوز و كفر بدتر است، اصرار بر كفر و تجاوز است. «كانوا یعتدون»