لَقَدۡ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ بَعَثَ فِيهِمۡ رَسُولًا مِّنۡ أَنفُسِهِمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَـٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمۡ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَـٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبۡلُ لَفِي ضَلَـٰلٍ مُّبِينٍ
164
لَقَدۡ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ بَعَثَ فِيهِمۡ رَسُولًا مِّنۡ أَنفُسِهِمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَـٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمۡ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَـٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبۡلُ لَفِي ضَلَـٰلٍ مُّبِينٍ
164
بعثت انبیا از میان مردم داراى بركاتى است:
الف: مردم سابقه او را مىشناسند و به او اعتماد مىكنند.
ب: الگوى مردم در اجراى دستورات و فرامین الهى هستند.
ج: درد آشنا و شریك در غم و شادى مردمند.
د: در دسترس مردم هستند.
همچنان كه از فرمایشات حضرت على علیه السلام در نهج البلاغه استفاده مىشود، در دوره جاهلیّت مردم نه فرهنگ سالم داشتند و نه از بهداشت بهرهمند بودند.
برادر ایشان، جعفر طیّار نیز در هجرت به حبشه، در برابر نجاشى اوضاع دوره جاهلى را چنین ترسیم مىكند: «كنّا اهل الجاهلیّة نعبد الاصنام و نأكل المیتة و نأتى الفواحش و نقطع الارحام و نُسىء الجوار، یأكل القوى منا الضعیف حتّى بعث اللّه رسولا...» ما بتپرستانى بودیم كه در آن روزها مردارخوار و اهل فحشا و فساد بودیم، با بستگان قطع رابطه و با همسایگان بد رفتارى مىكردیم، قدرتمندان ما حقوق ناتوانان را پایمال مىكردند تا اینكه خداوند پیامبرش را مبعوث كرد... .177
177) كامل التاریخ، ج2، ص80.
گرچه بعثت براى همهى مردم است، ولى تنها مؤمنان شكرگزار این نعمت هستند و از نور هدایت بهره مىگیرند. «لقد منّ اللّه على المؤمنین»
انبیا، مردمى بودند. «من انفسهم»
تلاوت آیات قرآن، وسیلهى تزكیه و تعلیم است. «یتلوا... یزكّیهم و یعلمهم»
تزكیه بر تعلیم مقدّم است. «یزكیهم و یعلمهم»
تزكیه و تعلیم در رأس برنامههاى انبیاست. «یزكیهم و یعلمهم»
رشد و خودسازى باید در سایهى مكتب انبیا و آیات الهى باشد. (ریاضتها و رهبانیّتهایى كه سرچشمهاش آیات الهى و معلّمش انبیا نباشند، خود یك انحراف است). «یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم»
براى شناخت بهتر نعمت بعثت انبیا، به تاریخِ مردمان قبل از آنان باید مراجعه كرد. «ان كانوا من قبل لفى ضلال مبین»
در محیطهاى گناهآلود وگمراه نیز مىتوان كار كرد. «یزكیهم و یعلمهم... وان كانوا من قبل لفى ضلال مبین»
در مكتب انبیا، پرورش روحى و آموزش فكرى، در كنار بینش و بصیرت مطرح است. «یزكیهم و یعلمهم الكتاب و الحكمة»