أَلَمۡ تَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَأَسۡبَغَ عَلَيۡكُمۡ نِعَمَهُۥ ظَـٰهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُجَـٰدِلُ فِي ٱللَّهِ بِغَيۡرِ عِلۡمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَـٰبٍ مُّنِيرٍ
20
أَلَمۡ تَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَأَسۡبَغَ عَلَيۡكُمۡ نِعَمَهُۥ ظَـٰهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُجَـٰدِلُ فِي ٱللَّهِ بِغَيۡرِ عِلۡمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَـٰبٍ مُّنِيرٍ
20
در این آیه به دو گونه نعمت اشاره شده است، نعمت ظاهرى مانند: سلامتى، روزى، زیبایى و امثال اینها و نعمت باطنى مانند: ایمان، معرفت، اطمینان، حسن خلق، امداد غیبى، علم، فطرت، ولایت و... .
شاید بتوان گفت: مراد از علم در آیه، استدلال عقلى و مراد از هدایت، هدایتهاى فطرى و مراد از كتاب، وحى الهى است، كه برخى افراد بدون استناد به هیچ یك از عقل، فطرت و وحى، دربارهى خدا سخن مىگویند و اظهار نظر مىكنند.
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هر كه فكرت نكند نقش بود بر دیوار
تمام آفریدهها هدفدار و به خاطر بهرهگیرى انسان است. «سخّر لكم»
انسان قادر است آنچه را در آسمان و زمین است، به تسخیر خود درآورد. «سخّر لكم»
نعمتهاى الهى، هم گسترده وفراوان است، «اسبغ» هم در دسترس بندگان، «علیكم» و هم متنّوع. «ظاهرة و باطنة»
نباید از نعمتهاى باطنى خداوند غفلت كنیم و به آنها بىتوجّه باشیم. «ألم تروا... باطنة»
علىرغم گستردكى و فراوانى نعمتها، انسان دربارهى خدا مجادله مىكند و این نوعى كفران نعمت است. «اسبغ علیكم نعمه... یجادل فى اللّه»
جدالِ منطقى نیكوست، «و جادلهم بالّتى هى احسن»313 ولى جدالى كه بدون پشتوانهى علمى و به دور از هدایت الهى و مخالف با كتاب خدا باشد، بىارزش است.314 «یجادل فى اللّه بغیر علم و لاهُدىً و لاكتاب منیر»
در جهانبینى الهى، عقل، فطرت و وحى، منابع معتبر شناخت هستند، نه غیر آن. «علمٍ، هدىً، كتابٍ منیر»
314) ملاّصدرا در كتاب اسفار خود مىگوید: «تبّاً لفلسفة تخالف الكتاب و السنّة»، نابود باد آن فلسفهاى كه با كتاب و سنّت مخالفت كند.