وَهُمۡ يَصۡطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا نَعۡمَلۡ صَـٰلِحًا غَيۡرَ ٱلَّذِي كُنَّا نَعۡمَلُۚ أَوَلَمۡ نُعَمِّرۡكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَآءَكُمُ ٱلنَّذِيرُ فَذُوقُواْ فَمَا لِلظَّـٰلِمِينَ مِن نَّصِيرٍ
37
وَهُمۡ يَصۡطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا نَعۡمَلۡ صَـٰلِحًا غَيۡرَ ٱلَّذِي كُنَّا نَعۡمَلُۚ أَوَلَمۡ نُعَمِّرۡكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَآءَكُمُ ٱلنَّذِيرُ فَذُوقُواْ فَمَا لِلظَّـٰلِمِينَ مِن نَّصِيرٍ
37
در دو آیهى قبل، عنوان شد كه اهل بهشت آسایش و آرامش دارند؛ در این آیه مىفرماید: اهل دوزخ مىسوزند و ناله مىكنند و تقاضاى كمك دارند.
آن چه انسان را دوزخى مىكند، اعمال ناصالح است. «اخرجنا نعمل صالحا»
همهى سركشان، روزى به عجز و انابه خواهند افتاد. «ربّنا اخرجنا...»
آخرت محل جبران از دست دادهها نیست. «اولم نعمركم...»
بسیارى افراد در دنیا خیال مىكنند كارشان صالح است، امّا در روز قیامت مىفهمند كه صالح نبوده و لذا مىگویند: پروردگارا! اگر از دوزخ نجات یابیم، عمل صالحى (نه مثل صالح نماهاى قبلى) انجام خواهیم داد. «غیر الّذى كنّا نعمل»
خداوند به همهى مردم به مقدارى كه حجّت بر آنان تمام شود، عمر داده است. «اولم نعمّركم ما یتذكّر فیه»
از دست دادن فرصتها، موجب ظلم به خویش است. «اولم نعمّركم... فما للظالمین من نصیر»
هدف از عمر، هوشیارى است و انسان غافل گویا عمر نكرده است. «اولم نعمّركم ما یتذكّر»
تذكّرِ لحظهاى كارساز نیست، زیرا هر مجرمى براى یك لحظه متذكّر مىشود؛ تذكّر باید استمرار داشته باشد. «یتذكّر فیه»
تا نذیر نباشد، قهر الهى نیست. «جاءكم النذیر فذوقوا»
كسىكه به هشدارهاى انبیا توجّه نكند ظالم است. «جاءكم النذیر... فما للظالمین»
براى كفّار، شفاعت، دعا و ناله هیچ یك كارساز نیست. «من نصیر»