فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ حَتَّىٰ حِينٍ
174
فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ حَتَّىٰ حِينٍ
174
وَأَبۡصِرۡهُمۡ فَسَوۡفَ يُبۡصِرُونَ
175
أَفَبِعَذَابِنَا يَسۡتَعۡجِلُونَ
176
فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمۡ فَسَآءَ صَبَاحُ ٱلۡمُنذَرِينَ
177
وَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ حَتَّىٰ حِينٍ
178
وَأَبۡصِرۡ فَسَوۡفَ يُبۡصِرُونَ
179
سُبۡحَـٰنَ رَبِّكَ رَبِّ ٱلۡعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ
180
وَسَلَـٰمٌ عَلَى ٱلۡمُرۡسَلِينَ
181
وَٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَـٰلَمِينَ
182
كسى كه وعدههاى خداوند پشتوانهى پیروزى اوست، باید از موضع قدرت برخورد كند. «فتولّ عنهم»
اعراض و قهر باید منطقى، الهى و موقّت باشد. (نه انتقامى، نفسانى و دائمى). «حتّى حین»
در برابر ناباورى كافران نسبت به تهدیدهاى الهى، تكرار لازم است. دستور «تولّ عنهم... وابصر» دوبار تكرار شده است.
ابتدا هشدار و تذكّر و اتمام حجّت، سپس قهر و عذاب. «فاذا نزل بساحتهم» در حالى است كه قبلاً انذار شدهاند. «المنذرین»
خداوند در همین دنیا، طعم تلخ شكست را به معاندان خواهد چشاند و شما مؤمنان، عاقبت آنان را مشاهده خواهید كرد. «و ابصرهم فسوف یبصرون»
تمام عزّتها از آنِ خداست. «ربّ العزّة»
نسبتهاى مشركان به خداوند و توصیفهاى آنان از او با مقام عزّت و ربوبیّت خداوند سازگار نیست. «سبحان ربّك ربّ العزّة»
خداوند، سرچشمه تمام كمالات و زیبایىهاست. «الحمد للّه»
تنها خداوند شایسته ستایش است. «الحمد للّه»
خداوند مالك و مدبّر تمام هستى است. «ربّ العالمین»
تمام هستى به سوى كمال و رشد است. «ربّ العالمین»
جهان آفرینش، جلوه و مظهر ربوبیّت خداوند و ربوبیّت خداوند مقتضى حمد و ستایش است.