وَقَالُواْ يَـٰوَيۡلَنَا هَـٰذَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ
20
وَقَالُواْ يَـٰوَيۡلَنَا هَـٰذَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ
20
هَـٰذَا يَوۡمُ ٱلۡفَصۡلِ ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ
21
۞ ٱحۡشُرُواْ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ وَمَا كَانُواْ يَعۡبُدُونَ
22
مِن دُونِ ٱللَّهِ فَٱهۡدُوهُمۡ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلۡجَحِيمِ
23
وَقِفُوهُمۡ إِنَّهُم مَّسۡـُٔولُونَ
24
در روایات شیعه و سنّى آمده كه از مصادیق سؤال در آیهى «وقفوهم انّهم مسئولون» سؤال از ولایت و رهبرى علىّ بن ابىطالب علیهما السلام است.5
در روایات آمده است كه در قیامت از چند چیز سؤال مىشود: رهبرى امام معصومعلیهم السلام عمر و جوانى، درآمد و خرج و مصرف و رسیدگى به فقرا و بدعتها.6
6) كافى، ج2، ص134 ؛ وسائل، ج4، ص124.
قیامت، روز حسرت و اقرار منكران است. «یا ویلنا...» ولى این حسرتها سودى ندارد و فرمان هدایت به دوزخ صادر خواهد شد. «فاهدوهم»
در قیامت علاوه بر دوزخ، تحقیر و انتقاد و شكنجهى روحى نیز هست. «هذا یوم الفصل الّذى كنتم به تكذّبون» (در همین قسمت نیز مىخوانیم: «فاهدوهم الى صراط الجحیم» با اینكه واژه هدایت براى راهنمایى به كار خیر است ولى به عنوان مسخره و تحقیر براى دوزخ بكار مىرود).
كفّار به كیفر مىنگرند، «یوم الدین» ولى خداوند به داورى مىنگرد. «هذا یوم الفصل»
بدتر از تكذیب حقّ، تداوم تكذیب است. «كنتم به تكذبون»
تكذیب معاد، ظلم به خویشتن است. «تكذبون... الّذین ظلموا...» همان گونه كه شرك ظلم بزرگ است. (آرى، بزرگترین مشخّصه دوزخیان ظلم است)
فرشتگان، دست اندركار جمع آورى و روانه كردن مشركان به دوزخند. به فرشتگان خطاب مىشود: «احشروا الّذین ظلموا»
هر كس با همفكر و محبوب خویش محشور و همراه مىشود. «ظلموا و ازواجهم و ما كانوا یعبدون»
معبودهاى باطل نه تنها گرهگشا نیستند بلكه خود نیز گرفتارند. «و ما كانوا یعبدون»
براى بدبختى انسان همین بس كه با بتهاى بىجان محشور شود. «احشروا... و ما كانوا یعبدون»
كسى كه هدایت الهى را در دنیا نپذیرد، در قیامت به دوزخ هدایت مىشود. «فاهدوهم»
پایان شرك و كفر دوزخ است. «فاهدوهم الى صراط الجحیم»
با اینكه پایان راه و سرنوشت منكران معاد، دوزخ است. «فاهدوهم الى صراط الجحیم» لیكن از نعمتها و تكالیف نیز بازپرسى مىشوند. «مسئولون»