فَرَاغَ عَلَيۡهِمۡ ضَرۡبَۢا بِٱلۡيَمِينِ
93
فَرَاغَ عَلَيۡهِمۡ ضَرۡبَۢا بِٱلۡيَمِينِ
93
فَأَقۡبَلُوٓاْ إِلَيۡهِ يَزِفُّونَ
94
قَالَ أَتَعۡبُدُونَ مَا تَنۡحِتُونَ
95
وَٱللَّهُ خَلَقَكُمۡ وَمَا تَعۡمَلُونَ
96
قَالُواْ ٱبۡنُواْ لَهُۥ بُنۡيَـٰنًا فَأَلۡقُوهُ فِي ٱلۡجَحِيمِ
97
فَأَرَادُواْ بِهِۦ كَيۡدًا فَجَعَلۡنَـٰهُمُ ٱلۡأَسۡفَلِينَ
98
چون ابراهیم سوگند یاد كرده بود كه براى بتها تدبیرى بیندیشد، «تاللّه لاكیدنّ اصنامكم»19 همین كه دید استدلال و موعظه اثر نكرد، به آن سوگند عمل كرد و یك تنه همهى بتها را شكست. «فراغ علیهم ضرباً بالیمین»
خداوند نیز ابراهیم را به وفادارى ستود. «ابراهیم الّذى وفّى»20
نهى از منكر مراحلى دارد: اگر مرحلهى اول كه گفتگو است اثر نكرد مرحلهى بعد اقدام عملى است. «فراغ علیهم...»
مبارزه با باطل و اصلاح جامعه، قدرت لازم دارد. «ضرباً بالیمین»
هر هنرى ارزش ندارد. (در ساخت بتها، مجسّمهسازها هنرنمایىهایى كرده بودند، امّا حضرت ابراهیم آنها را قلع و قمع كرد. آرى، ابهّت باطل باید شكسته شود گرچه براى آن باطل هزینهها و هنرهایى بكار گرفته شده باشد. ظاهر شرك و خرافات قداست ندارند). «ضرباً بالیمین»
هم منطق لازم است، هم قدرت. «ضرباً بالیمین... اتعبدون»
همه چیز باید فداى توحید و تفكّر توحیدى شود. (امام حسین علیه السلام فدا مىشود تا طاغوت بر مردم حاكم نباشد؛ تمام زحمات و حتّى جان انبیا فداى توحید شد، در این جا نیز ابراهیم دست به یك عمل خطرناك زد تا بتپرستى را برچیند.) «فراغ علیهم... قالوا ابنوا له بنیاناً»
انتظار نداشته باشید كه دشمنان سیلى خورده آرام بنشینند. بت پرستان با شتاب به سراغ ابراهیم آمدند. «فاقبلوا الیه یزفون»
حبس و دستگیرى، مانع تبلیغ پیامبران نمىشود. (ابراهیم را گرفتند و پرسیدند: چرا بتها را شكستى؟ او شروع به تبلیغ توحید كرد:) «اتعبدون ما تنحتون»
ساخته دست انسان سزاوار پرستش انسان نیست. «أتعبدون ما تنحتون»
ساختههاى دست انسان نیز در حقیقت آفریده خداست. «خلقكم وما تعملون»
بت پرستى منطق و استدلال صحیحى ندارد و لذا مشركان به زور متوسّل مىشوند. «القوه فى الجحیم»
تعصّب و تحجّر به جایى مىرسد كه پیامبر معصومى چون ابراهیم كه بیان و معجزه و علم دارد به خاطر مشتى سنگ و چوب و جماد محكوم به سوختن مىشود. «القوه فى الجحیم»
اگر ما به وظیفه خود عمل كنیم، خداوند خود پاسخ نقشههاى دشمن را مىدهد. «فارادوا به كیداً فجعلناهم الاسفلین»
اراده خداوند حاكم بر عوامل طبیعى است. «فجعلناهم الاسفلین»