إِنَّ هَـٰذَآ أَخِي لَهُۥ تِسۡعٌ وَتِسۡعُونَ نَعۡجَةً وَلِيَ نَعۡجَةٌ وَٰحِدَةٌ فَقَالَ أَكۡفِلۡنِيهَا وَعَزَّنِي فِي ٱلۡخِطَابِ
23
إِنَّ هَـٰذَآ أَخِي لَهُۥ تِسۡعٌ وَتِسۡعُونَ نَعۡجَةً وَلِيَ نَعۡجَةٌ وَٰحِدَةٌ فَقَالَ أَكۡفِلۡنِيهَا وَعَزَّنِي فِي ٱلۡخِطَابِ
23
انسان، حریص و زیادهطلب است و هرگز از مال دنیا سیر نمىشود. «اكفلنیها» (بر خلاف نظریه برخى فلاسفه كه آزادى در رسیدن به شهوات و غرایز را وسیله آرامش مىدانند و مىگویند: انسان همین كه سیر شد آرام مىشود).
كسانى كه قصد تصاحب حقّ دیگران را دارند، مقدّمات حقوقى و استدلالى كار خود را هم براى دادگاه آماده مىكنند. «عزّنى فى الخطاب»
چه بسا مظلومى كه نتواند حقّ خود را درست بیان كند و در سخن، از ظالم كم بیاورد. پس قاضى باید بدنبال كشف حقیقت باشد و فریب خوشزبانى متهم را نخورد. «عزّنى فى الخطاب»