وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ أَهۡلَهُۥ وَمِثۡلَهُم مَّعَهُمۡ رَحۡمَةً مِّنَّا وَذِكۡرَىٰ لِأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَـٰبِ
43
وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ أَهۡلَهُۥ وَمِثۡلَهُم مَّعَهُمۡ رَحۡمَةً مِّنَّا وَذِكۡرَىٰ لِأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَـٰبِ
43
وَخُذۡ بِيَدِكَ ضِغۡثًا فَٱضۡرِب بِّهِۦ وَلَا تَحۡنَثۡ إِنَّا وَجَدۡنَـٰهُ صَابِرًاۚ نِّعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ
44
چنانكه در روایات آمده است: همسر ایّوب، زنى فداكار بود كه در تمام دوران بیمارى او را رها نكرد و از او پرستارى نمود. روزى شیطان در شكل یك انسان بر او ظاهر شد و گفت: من همسرت را درمان مىكنم به شرط آنكه بپذیرد من عامل بهبودىاش بودهام.
وقتى این پیشنهاد را به ایّوب گفت، او بر آشفت و گفت: تو فریب شیطان را خوردهاى و چنین امرى را پذیرفتهاى، آنگاه سوگند یاد كرد كه همسرش را تنبیه كند.
خاندان گسترده یك نعمت الهى است. «و مثلهم معهم»
گشایشها لطف الهى است نه امتیاز و استحقاق ما. «رحمة منّا»
تنها خردمندان از فراز و نشیبها، درس عبرت مىگیرند. «ذكرى لاولى الالباب»
راه تخفیف كیفرها را باید از خداوند فراگیریم. «خذ بیدك ضغثاً»
حتّى حسن سابقه و فداكارى و از خاندان نبوّت بودن، مانع عمل به قانون نیست. «فاضرب به و لا تحنث»
در شرایط سخت، به سراغ حل مسأله بروید ولى قانون شكنى نكنید. «فاضرب به ولا تحنث»
حرمت عهد و سوگند را حفظ كنیم. «لا تحنث»
صبر تلخ است ولیكن عاقبت میوهى شیرین دهد. «وهبنا له - وجدناه صابراً»
انابه و تضرع به درگاه خداوند سرچشمهى صبر است. «صابراً - انّه اوّاب»