سوره نساء - آیه 102 جزء 5 - صفحه 95

    وَإِذَا كُنتَ فِيهِمۡ فَأَقَمۡتَ لَهُمُ ٱلصَّلَوٰةَ فَلۡتَقُمۡ طَآئِفَةٌ مِّنۡهُم مَّعَكَ وَلۡيَأۡخُذُوٓاْ أَسۡلِحَتَهُمۡ‌ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلۡيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمۡ وَلۡتَأۡتِ طَآئِفَةٌ أُخۡرَىٰ لَمۡ يُصَلُّواْ فَلۡيُصَلُّواْ مَعَكَ وَلۡيَأۡخُذُواْ حِذۡرَهُمۡ وَأَسۡلِحَتَهُمۡ‌ وَدَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوۡ تَغۡفُلُونَ عَنۡ أَسۡلِحَتِكُمۡ وَأَمۡتِعَتِكُمۡ فَيَمِيلُونَ عَلَيۡكُم مَّيۡلَةً وَٰحِدَةً‌ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ إِن كَانَ بِكُمۡ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوۡ كُنتُم مَّرۡضَىٰٓ أَن تَضَعُوٓاْ أَسۡلِحَتَكُمۡ‌ وَخُذُواْ حِذۡرَكُمۡ‌ إِنَّ ٱللَّهَ أَعَدَّ لِلۡكَـٰفِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا

    102

تفسیر نور
(اى پیامبر!) هرگاه (در سفرهاى جهادى) در میان سپاه اسلام بودى و براى آنان نماز برپا داشتى، پس گروهى از آنان با تو (به نماز) بایستند و سلاحهاى خود را همراه داشته باشند، پس چون سجده كردند (قیام نمایند و ركعت دوّم را فرادى‌ انجام داده پس بروند و) پشت سر شما (نگهبان) باشند، و گروه دیگر كه نماز نخوانده‌اند (از ركعت دوّم) با تو نماز بخوانند و وسایل دفاع و سلاحهاى خود را با خود داشته باشند، كافران دوست دارند كه شما از سلاح و ساز و برگ خود غافل شوید تا یكباره بر شما حمله آورند، و اگر از باران رنجى به شما رسید یا بیمار و مجروح بودید، گناهى بر شما نیست كه سلاحهایتان را بر زمین بگذارید و (فقط) وسایل دفاع با خود داشته باشید. همانا خداوند براى كافران عذابى خواركننده فراهم كرده است.

نکته‌ها
در سال ششم هجرى، پیامبر با گروهى به سوى مكّه عزیمت كردند. در منطقه‌ى حدیبیّه، با خالدبن ولید و دویست نفر همراه او مواجه شدند كه براى جلوگیرى از ورود آن حضرت، سنگر گرفته بودند. پس از اذانِ بلال و برپایى نماز جماعت، خالدبن‌ولید فرصت‌را مناسب دید كه هنگام نماز عصر یكباره حمله كند. آیه نازل شد و از توطئه خبرداد. خالد پس از دیدن این معجزه‌ى وحى، مسلمان شد.358

در این نماز، گروه اوّل پس از پایان ركعت اوّل، برخاسته بقیه نماز را خود تمام مى‌كنند و امام جماعت صبر مى‌كند تا گروه دیگر به ركعت دوّم برسند و با سلاح، به نماز جماعت بپیوندند.


358) تفسیر مجمع‌البیان.
پیام‌ها
نماز، حتّى در صحنه‌ى جنگ تعطیل نمى‌شود و رزمنده، بى‌نماز نیست. «اقمت لهم الصلوة....و لیأخذوا اسلحتهم»

در اهمیّت نماز جماعت همین بس كه در جبهه‌ى جنگ با دشمن، حتّى با یك ركعت هم برپا مى‌شود. «و لتأت طائفة اُخرى لم یُصلّوا فلیُصلّوا»

در هنگام پیش آمدن دو وظیفه (جهاد و نماز)، نباید یكى فداى دیگرى شود. «فلتقم... ولیأخذوا»

در همه حال، هشیارى لازم است، حتّى نماز نباید مسلمانان را از خطر دشمن غافل كند. «و لیأخذوا اسلحتهم»

رهبر، محور وحدت و عبادت است. «كنت فیهم ... اقمت لهم الصلوة»

تقسیم كار، تعاون و شریك كردن دیگران در كارهاى خیر، حتّى در حسّاس‌ترین موارد، از عوامل الفت جامعه است. در این آیه، دو ركعت نماز جماعت میان دو گروه تقسیم شده، تا تبعیضى پیش نیاید و همه در خیر شریك باشند. «و لتأت طائفة اُخرى...»

فرمان‌هاى الهى به تناسب شرایط، متفاوت است. (این آیه مربوط به نماز خوف در برابر دشمن است.) «فلتقم طائفة منهم»

نماز جماعت در جبهه، نشان عشق به هدف و خدا و رهبر و پایبندى به ارزشهاست. «اذا كنت فیهم فاقمت لهم الصلوة»

در جبهه باید جابه جایى نیروها در فاصله‌ى یك ركعت نماز، امكان پذیر بوده باشد. «و لتأت طائفة اُخرى لم یُصلّوا فلیُصلّوا»

هر چه مدّت نماز در جبهه بیشتر شود، فرصت دشمن براى حمله افزایش مى‌یابد. پس باید حفاظت بیشترى داشت. در ركعت اوّل، داشتن اسلحه كافى است ولى در ركعت دوّم، هم اسلحه و هم ابزار دفاع. «ولیأخذوا اسلحتهم... ولیأخذوا حذرهم و اسلحتهم»

خداوند، پیامبرش را از توطئه‌ها و نقشه‌هاى پنهانى دشمن آگاه مى‌كند. (با توجّه به شأن نزول كه ولید قصد كرد تا هنگام نماز جماعت حمله كند و با این آیه طرح او لغو شد.)

حركت با اخلاص شما، سبب امدادهاى الهى در وقت خود است. (نزول این آیه و فرمان نماز خوف، یك امداد الهى در مقابل آن توطئه بود.)

در جبهه، مراسم عبادى نباید طولانى شود و كارهاى مانع هوشیارى، ممنوع است. «ودّ الذین كفروا لو تغفلون»

از آرزوهاى دشمن، آگاه باشید. «ودّالذین»

عبادت، وسیله‌ى غفلت از دشمن نشود. «تغفلون»

احتمال غفلت در مسلمانان واقعى ضعیف است. (كلمه «لو» در جمله «لو تغفلون» نشانه‌ى این معناست.)

با هوشیارى، باید از امكانات نظامى و اقتصادى حفاظت كرد. «اسلحتكم و امتعتكم»

غفلت امّت اسلامى، شبیخون كفّار را در پى خواهد داشت. «میلة واحدة»

هر سخن و برنامه و حركتى كه مسلمانان را غافل كند، گامى است در جهت اهداف و خواسته‌هاى دشمن. «ودّ الذین كفروا لو تغفلون»

ملاك و مجوّز معافیّت از جبهه و سربازى، مرض و ضرر است. «بكم أذىً... او كنتم مرضى‌»

بارانى مجوّز زمین گذاشتن اسلحه است كه با ضرر و آزار همراه باشد. در باران بى ضرر رزمنده سلاح بر زمین نمى‌گذارد. «بكم أذىً من مطرٍ»

در هیچ حالى، رزمنده نباید از وسائل حفاظتى دور باشد. حتّى اگر اسلحه ندارد، زره بر تن داشته باشد. «خذوا حذركم»

تهدید كفّار و امید و دلگرمى دادن به مؤمنان، از شیوه‌هاى قرآن است. «أعدّ للكافرین عذاباً مهیناً»

در آینده، ذلّت از آنِ كافران است. «للكافرین عذاباً مهیناً»