«مُشاقّه رسول» یعنى خودت را یك شِقّ و رسول اكرم صلى الله علیه وآله را شِقّ دیگر قرار دهى. به كارشكنى بپردازى و دست به مخالفت آگاهانه همراه با عداوت بزنى.
شقاق و مخالفت با پیامبر خدا انواع مختلفى دارد، مانند: انكار كل دین، ایمان به بعضى و كفر به بعض دیگر، تحریف، توجیه و حیلههاى شرعى.
در روایات آمده است دو نفر براى مسخره كردن، سوسمارى را مخاطب قرار داده و او را با لقب امیرالمومنین خواندند. حضرت على علیه السلام فرمود: «دَعْهما فهو امامهما یوم القیامة» یعنى آن دو استهزا كننده را به حال خود رها كنید كه همین سوسمار در قیامت امام آن دو خواهد شد. سپس این جمله را تلاوت فرمود: «نولّه ما تولّى»370
حضرت على علیه السلام در نامه ششم نهجالبلاغه مىفرماید: اگر مردم روى شخصى اتّفاق آرا داشتند و او را امام نامیدند رضاى خدا در آن است و اگر كسى با طعن یا بدعت از مدار اطاعت او خارج شد او را برگردانید و اگر برنگشت با او بجنگید كه راه مؤمنان را پیروى نكرده است.371
371) فانْ َاجمعوا على رَجل و سَمّوه اماماً كان ذلك للّه رضا فانْ خَرج عن اَمرِهم خارج بِطَعن او بِدعَة رُدّوه الى ما خَرج منه فانْ اَبى قاتلوا على اتّباعه غَیر سبیل المؤمنین ماتولّى». نهجالبلاغه نامه 6.
سیرهى عملى مسلمین به شرطى حجّت است كه با سنّت و راه رسولاللَّه مخالفتى نداشته باشد. «من یشاقق الرسول.... یتبع غیر سبیل المؤمنین... نصله جهنّم»
پیامبر اسلام و مؤمنان در یك جبهه قرار دارند و مخالفت با جامعه اسلامى، مخالفت با پیامبر است. «یشاقق الرسول... و یتبع غیر سبیل المؤمنین»
تسلیم بودن در برابر رسول خداوند واجب و مخالفت با او حرام است. «و من یشاقق الرسول»
تفرقهافكنى در صفوف مسلمین سبب دوزخ است. «یتبع غیر سبیل المؤمنین... نصله جهنّم»
خداوند، كسى را بدون اتمام حجّت به دوزخ نمىبرد. «بعد ما تبین له الهدى»
حساب افراد قاصر و مستضعف كه صداى حقّ را نمىشنوند، یا قدرت تشخیص ندارند، از حساب افراد آگاه ولجوج، جداست. «بعدماتبیّنلهالهدى»
مقدّمات سقوط انسان، به دست خود اوست. «من یشاقق الرسول ... نصله جهنّم»
هر راهى جز راه مؤمنان واقعى، به دوزخ منتهى مىشود. «یتبع غیر سبیل المؤمنین... نصله جهنّم»
نتیجهى مخالفت با رسول خدا و امّت اسلامى، تحت ولایت غیر خدا در آمدن و سقوط در جهنّم است. «نولّه ما تولّى»
خداوند، نعمتهاى خود را از منحرفان قطع نمىكند و هر كس را در مسیرى كه خودش انتخاب كرده است، یارى مىدهد. «نولّه ما تولى»