سوره نساء - آیه 128 جزء 5 - صفحه 99

    وَإِنِ ٱمۡرَأَةٌ خَافَتۡ مِنۢ بَعۡلِهَا نُشُوزًا أَوۡ إِعۡرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِمَآ أَن يُصۡلِحَا بَيۡنَهُمَا صُلۡحًا‌ۚ وَٱلصُّلۡحُ خَيۡرٌ‌ وَأُحۡضِرَتِ ٱلۡأَنفُسُ ٱلشُّحَّ‌ۚ وَإِن تُحۡسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرًا

    128

تفسیر نور
و اگر زنى از شوهرش بیم ناسازگارى یا اعراض داشته باشد بر آن دو باكى نیست كه به گونه‌اى با یكدیگر صلح كنند (گرچه با چشم‌پوشى بعضى از حقوقش باشد) و صلح بهتر است، ولى بخل وتنگ‌نظرى، در نفْس‌ها حاضر شده (ومانع صلح) است، واگر نیكى كنید و تقوا ورزید، پس بدانید كه همانا خداوند به آنچه مى‌كنید آگاه است.

نکته‌ها
«نُشوز»، از ریشه‌ى «نشز» - زمین بلند - و معناى آن طغیان است. در آیه‌ى 34 سخن از نشوز زن بود «تخافون نشوزهنّ» و اینجا كلام از نشوز وسركشى مرد است.

«شُحّ» در زن، نپوشیدن لباس خوب و ترك آرایش است. و در مرد، نپرداختن مهریّه و نفقه و نشان ندادن علاقه.

رافع‌بن خدیج دو همسر داشت، یكى پیر و دیگرى جوان. همسر مسنّ را به خاطر اختلاف‌هایى طلاق داد و پیش از تمام شدن عدّه، به او گفت: اگر حاضر باشى به این شرط با تو آشتى مى‌كنم كه اگر همسر جوانم را مقدّم داشتم صبر كنى، وگرنه پس از تمام شدن مدّت عدّه، از هم جدا مى‌شویم. زن، آشتى را پذیرفت. سپس این آیه نازل شد.

امام صادق‌علیه السلام در ذیل آیه فرمود: این آیه مربوط به كسى است كه از همسرش لذّتى نمى‌برد و بناى طلاقش را دارد، زن مى‌گوید: مرا طلاق نده، اگر خواستى همسر دیگرى بگیر و مرا هم داشته باش.389


389) كافى، ج‌6، ص‌145 ؛ وسائل، ج‌21، ص 351.
پیام‌ها
علاج واقعه قبل از وقوع باید كرد. در مسائل خانوادگى قبل از آنكه كار به طلاق بكشد باید چارهاى اندیشید. «خافت»

گذشت از حقّى براى رسیدن به مصلحت بالاتر وحفظ خانواده، مانعى ندارد و بهتر از پافشارى براى گرفتن حقّ است. «فلا جناح»

در مسائل خانواده، مرحله‌ى اوّل اصلاح خود زوجین، بدون دخالت دیگران است. اگر نشد، دیگران دخالت كنند. «ان یصلحا بینهما»

بهره‌ى همسر از همسر، حقّى قابل گذشت است. حكمى نیست كه قابل تغییر نباشد. «لا جناح علیهما ان یصلحا»

حقّ خانواده بیش از حقّ شخصى زن یا مرد است. به خاطر حفظ خانواده، باید از حقّ شخصى گذشت. «والصلح خیر»

صلح، همیشه با پرداخت مال نیست. گاهى گذشت از حقّ، زمینه‌ساز مصالحه و آشتى است. و بخل مانع آن است. «و اُحضرت الانفس الشُح»

رمز تزلزل بسیارى از خانواده‌ها، تنگ نظرى و بخل و حرصى است كه انسان را احاطه كرده است. «واُحضرت الانفس الشح»

گذشت مرد از تمایلات جنسى و رعایت عدالت میان دو همسر، از نمونه‌هاى تقوا و احسان است. «ان تحسنوا و تتّقوا»

نظام حقوقى اسلام با نظام اخلاقى آن آمیخته است. «یُصلحا.... تحسنوا»

چه گذشتن از حقّ خود و چه نیكى به همسر، همه در محضر خداوند است. «فان الله كان بما تعملون خبیراً»

مرد هوسباز بداند كه اگر به خاطر كامیابى خود، همسر قبل را در فشار قرار دهد و او به ناچار مسئله‌اى را بپذیرد، خدا به عملكردش آگاه است. «كان بما تعملون خبیراً»