وَإِن يَتَفَرَّقَا يُغۡنِ ٱللَّهُ كُلًّا مِّن سَعَتِهِۦۚ وَكَانَ ٱللَّهُ وَٰسِعًا حَكِيمًا
130
وَإِن يَتَفَرَّقَا يُغۡنِ ٱللَّهُ كُلًّا مِّن سَعَتِهِۦۚ وَكَانَ ٱللَّهُ وَٰسِعًا حَكِيمًا
130
با پیدایش گره در زندگى، نباید مأیوس شد. بلكه مسیر را باید عوض كرد. «وان یتفّرقا یغن الله...»
گام اوّل، اصلاح و تقوا است. (آیهى قبل)، گام آخر، جدایى و طلاق است. «وان یتفّرقا»
طلاق و جدایى همه جا بد نیست، گاهى راهگشاست. زیرا چه بسا اختلافات خانوادگى به خودكشى و روابط نامشروع بیانجامد. طلاق، امیدِ تشكیل زندگى مجدّد را نوید مىدهد. «یغن اللّه كلاً من سعته»
خداوند، ضامن گره گشایى است. «یغن الله كلا من سعته»
راه توسعهى زندگى براى هركس به گونهاى است. گاهى با ازدواج «ان یكونوا فقراء یغنهم اللّه»392 گاهى با طلاق «و ان یتفّرقا یغن الله» تا وظیفه چه باشد. نه از ازدواج باید ترسید، چون خدا وعدهى بىنیازى داده است؛ و نه از طلاق، چون خداوند آن جا هم وعدهى وسعت رزق داده است. «یغن اللّه»
روزى دست خداست. «واسعاً حكیماً»
تشریعِ طلاق یك تفضل الهى و بر اساس حكمت است. «واسعاً حكیما»
بهرهگیرى از وسعت و قدرت، اگر همراه با حكمت باشد ارزش است وگرنه خطر است. «واسعاً حكیماً»