تمام كلمات و جملات این آیه در راستاى تشویق و تأكید بر عدالت است. قیام به عدالت و گواهى به عدالت ودورى از هرگونه فردگرایى، نژادگرایى و یاضعیفگرایى، معیار حقّ و عدالت است، نه فقر و غنى، یا خویش و خویشاوند.
گواهى انسان چند حالت دارد:
گاهى علیه ثروتمندان به خاطر روحیّهى ضدّ استكبارى.
گاهى به نفع ثروتمندان بخاطر طمع به مال و مقام او.
گاهى علیه فقیر به خاطر بىاعتنایى به او.
گاهى به نفع فقیر به خاطر دلسوزى براى او.
كه این آیه همهى این انگیزهها را باطل و تنها قیام به عدل را حقّ مىداند.
امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمن بر مؤمن هفت حقّ دارد كه واجبترین آنها گفتن حقّ است، گرچه به زیان خود و بستگانش تمام شود.397
قیام به عدالت، باید خوى و خصلت مؤمن گردد. كلمه «قوّام» یعنى بر پا كننده دائمى قسط و عدل.
عدالت، حتّى نسبت به غیر مسلمان نیز باید مراعات شود. به اقتضاى اطلاق «كونوا قوّامین بالقسط»
عدالت باید در تمام ابعاد زندگى باشد. در اقامه عدل نام مورد خاصّى برده نشده است. «قوّامین بالقسط»
گواه شدن و گواهى دادن به حقّ، واجب است. «كونوا... شهداء للّه»
نباید هدف از گواهى دادن، دستیابى به اغراض دنیوى باشد. «شهداء للَّه»
اقرار انسان علیه خودش معتبر است. «شهداء للّه و لو على انفسكم»
ضوابط بر روابط مقدّم است. «ولو على انفسكم او الوالدین و الاقربین»
رعایت مصالح خود و بستگان و فقرا، باید تحت الشعاع حقّ و رضاى خدا باشد. «شهداء للَّه و لو على انفسكم...»
سود و مصلحت واقعى فقرا و اغنیا از طریق شهادت به ناحقّ تأمین نخواهد شد. «ان یكن غنیّاً او فقیراً فاللَّه اولى بهما»
همه در برابر قانون مساویند. «غنیاً او فقیراً»
پیروى از هواى نفس مانع اجراى عدالت است و ملاحظه فامیل و فقر و غنا نشانهى هوى پرستى است. «فلا تتّبعوا الهوى ان تعدلوا»
اداى شهادت واجب است وكتمان وتحریف آن ممنوع. «ان تلووا او تعرضوا»
هر نوع كارشكنى، تأخیر وجلوگیرى از اجراى عدالت، حرام است. «ان تلووا»
ضامن اجراى عدالت، ایمان به علم الهى است. «فان الله كان بما تعملون خبیراً»