سوره نساء - آیات 157 تا 158 جزء 6 - صفحه 103

    وَقَوۡلِهِمۡ إِنَّا قَتَلۡنَا ٱلۡمَسِيحَ عِيسَى ٱبۡنَ مَرۡيَمَ رَسُولَ ٱللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـٰكِن شُبِّهَ لَهُمۡ‌ۚ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنۡهُ‌ۚ مَا لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمٍ إِلَّا ٱتِّبَاعَ ٱلظَّنِّ‌ۚ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينَۢا

    157

    بَل رَّفَعَهُ ٱللَّهُ إِلَيۡهِ‌ۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا

    158

تفسیر نور
و (عذاب ولعنت ما آنان را فرا گرفت، به خاطر) سخنى كه (مغرورانه) مى‌گفتند: «ما عیسى بن مریم، فرستاده‌ى خدا را كشتیم» در حالى كه آنان عیسى را نه كشتند و نه به دار آویختند، بلكه كار بر آنان مشتبه شد (و كسى شبیه به او را كشتند) و كسانى كه درباره‌ى عیسى اختلاف كردند خود در شك بودند و جز پیروى از گمان، هیچ یك به گفته‌ى خود علم نداشتند و به یقین او را نكشته‌اند. بلكه خداوند او را به سوى خود بالا برد و خداوند عزیز و حكیم است.

نکته‌ها
امام صادق‌علیه السلام در پیرامون جمله‌ى «و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن شبّه» فرمودند: غیبت حضرت قائم‌علیه السلام نیز همین طور است، همانا امّت آن را به خاطر طولانى شدن انكار مى‌كنند، برخى مى‌گویند: قائم متولّد نشده است، برخى مى‌گویند: متولّد شده ومرده است، وبرخى دیگر مى‌گویند: یازدهمین ما عقیم بوده و...421

عوامل و نشانه‌هاى مشتبه شدن امر و به دار آویختن شخصى دیگر به جاى حضرت عیسى به این صورت بود:

مأموران دستگیر كننده، رومى وغریب بودند وعیسى‌علیه السلام را نمى‌شناختند.422

اقدام براى دستگیرى عیسى، شبانه بود.

شخص دستگیر شده، از خداوند شكایت كرد. كه این شكایت با مقام نبوّت سازگار نیست.

همه انجیل‌هاى مسیحیان كه فدا شدن عیسى وبه دارآویختن او را با آب وتاب نقل كرده‌اند، سالها پس از عیسى نوشته شده وامكان خطا در آنها بسیار است.

گروه‌هایى از مسیحیان مسأله صلیب را قبول ندارند و در اناجیل هم تناقضاتى است كه موضوع را مبهم مى‌كند.


421) الغیبة طوسى، ص‌170.

422) احتمالاً كسى كه بناى خیانت داشت و با گرفتن پول، عیسى را به مخالفان معرفى كرد، خود به شكل حضرت تبدیل شد و گرفتار گشت. تفسیر فرقان.

پیام‌ها
گاهى سقوط اخلاقى انسان تا آنجاست كه به پیامبر كشى افتخار مى‌كند. «انا قتلنا المسیح»

در برابر ادعاهاى باطل، صراحت لازم است. «و ما قتلوه و ماصلبوه»

حضرت عیسى هم تولّدش، هم رفتنش از این جهان بطور غیر طبیعى بود. عروج كرد تا ذخیره‌اى براى آینده باشد. «بل رَفعه اللّه الیه»

معراج، براى غیر از پیامبر اسلام هم بوده است. «بل رَفعه اللّه الیه»

عیسى، مهمان خداست. «رفعه الله الیه»

در آسمان‌ها امكان زیستن انسان وجود دارد. «بل رفعه الله»

اراده‌ى الهى همه‌ى توطئه‌ها را خنثى مى‌كند. «كان الله عزیزاً حكیماً»