سوره نساء - آیه 4 جزء 4 - صفحه 77
  • وَءَاتُواْ ٱلنِّسَآءَ صَدُقَـٰتِهِنَّ نِحۡلَةً‌ۚ فَإِن طِبۡنَ لَكُمۡ عَن شَيۡءٍ مِّنۡهُ نَفۡسًا فَكُلُوهُ هَنِيٓـًٔا مَّرِيٓـًٔا
    4
تفسیر نور
ومهر وكابین زنان را به صورت هدیه و با رغبت بدهید و اگر با میل و رغبت خویش چیزى از آن را به شما بخشیدند، آن‌را حلال وگوارا مصرف كنید.

نکته‌ها
كلمه‌ى «نِحلَة» به گفته‌ى راغب اصفهانى، از «نَحل» به معناى زنبور عسل است. چون زنبور عسل به مردم عسل مى‌بخشد و توقّعى هم ندارد، به هدیه هم «نحلة» گفته مى‌شود. البتّه بعضى مفسّرین «نحلة» را به معناى «دَین» گرفته‌اند. یعنى مهریّه، دَین و بدهى قطعى مرد است.

در حدیث است: بهترین اموال خویش را براى سه مصرف قرار دهید:

1- مهریّه. 2- حج. 3- كفن. اگر بهترین اموال را صرف مهریّه كنید، فرزندان شما صالح مى‌شوند.230


230) تفسیر اطیب‌البیان ذیل آیه.
پیام‌ها
پرداخت مهریّه به زن حقّ او و الزامى است. «و آتوا النساء...»

مهریّه، نرخ زن نیست، بلكه نشانه‌ى صداقت مرد در علاقه و دوستى به همسر است. «صدقاتهن»

زن، مالك مهریه‌ى خود است. پدر و بستگان زن، حقّ گرفتن مهریه‌ى او را براى خود ندارند.231 «آتوا النّساء صدقاتهن»

مهریّه، بهاى زن نیست، بلكه هدیه‌ى مرد به همسرش مى‌باشد. «نحلة»

زن، در گرفتن یا بخشیدن مهریه، آزاد و مستقل است. «فان طبن لكم»

مال گوارا، مالى است كه صاحبش آنرا با طیب خاطر و رضایت ببخشد. «فان طبن... هنیئاً»

رضایت ظاهرى كافى نیست. رضایت قلبى لازم است. بخشش‌هاى اكراهى، اجبارى و یا رودربایستى اعتبار ندارد. «طبن... نفساً»

مهر و هبه، از اسباب مالك شدن است. «صدقاتهنّ، فَان طبن لكم عن شى‌ء»

زنان تحت تأثیر عواطف همه‌ى مهر خود را نبخشند. «شى‌ء منه»


231) چون در جاهلیّت و بعضى اقوام، مهریه زن را پدر یا بستگان مى‌گرفتند، خداوند در قرآن، ابتدا نام گیرنده را برد و فرمود: «و اتوا النساء» مهریه را به خود زن بدهید و نفرمود: «واتوا صدقات النساء» مهریه زنان را بپردازید، تا گیرنده هر كه بتواند باشد.