در روایات متعدّد، منظور از امانت، رهبرى جامعه معرّفى شده كه اهلش اهلبیتعلیهم السلام مىباشند. این مصداق بارز عمل به این آیه است.
آرى، كلید خوشبختى جامعه، بر سر كار بودن افراد لایق ورفتار عادلانه است و منشأ نابسامانىهاى اجتماعى، ریاست نااهلان وقضاوتهاى ظالمانه است.310
خیانت در امانت شامل كتمان علم، حرفه وحقّ، تصاحب اموال مردم، اطاعت از رهبران غیر الهى، انتخاب همسر یا معلّم نااهل براى فرزندان و... مىشود.
امام باقر وامام صادق علیهما السلام فرمودند: اوامر ونواهى خدا امانتهاى الهى است.311
امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: خداوند امر فرموده كه هر امامى آنچه در نزدش است به امام بعد از خود بسپارد.312
امانت سه گونه است:
الف: میان انسان وخدا. (وظایف وواجباتى كه بر انسان تعیین شده است.)313
ب: میان انسان و دیگران. (اموال یا اسرار دیگران نزد انسان)
ج: میان انسان و خودش. (مثل علم و عمر و قدرت كه در دست ما امانتند.)
310) حضرت امیرعلیه السلام فرموده است: «من تقدّم على قوم و هو یرى فیهم من هو افضل، فقد خان اللّه و رسوله والمؤمنین» هر كس خود را در جامعه بر دیگران مقدّم بدارد و پیشوا شود در حالى كه بداند افراد لایقتر از او هستند، قطعاً او به خدا و پیامبر و مؤمنان خیانت كرده است. الغدیر، ج 8.
311) تفسیر نورالثقلین.
312) كافى، ج1، ص277.
313) تفسیر مجمعالبیان.
هر امانتى صاحبى دارد وهركس لیاقت واستعداد كار ومقامى را دارد. «اهلها»
در اداى امانت و دادگرى، ایمان شرط نیست. نسبت به همهى مردم باید امین و دادگر بود. «اهلها، الناس»
قاضى و حاكم باید عادل باشد. «تحكموا بالعدل»
تشكیل حكومت لازم است. لازمهى سپردن مسئولیّتها به اهلش و قضاوت عادلانه برقرارى نظام و حكومت الهى است. «تؤدّوا الامانات... تحكموا بالعدل»
موعظهى خوب، آن است كه علاوه بر پندهاى اخلاقى، به مسائل اجتماعى و قضایى هم توجّه كند. «نعمّا یعظكم به»
اگر مردم هم خیانت در امانت یا ستم در قضاوت را نفهمند، خدا بینا و شنواست. «انّ اللّه كان سمیعاً بصیراً»