سوره نساء - آیه 62 جزء 5 - صفحه 88
  • فَكَيۡفَ إِذَآ أَصَـٰبَتۡهُم مُّصِيبَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ ثُمَّ جَآءُوكَ يَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ إِنۡ أَرَدۡنَآ إِلَّآ إِحۡسَـٰنًا وَتَوۡفِيقًا
    62
تفسیر نور
پس چگونه وقتى به خاطر كارهایى كه از قبل انجام دادند، مصیبتى و مشكلى به آنان مى‌رسد و (از براى رهایى از آن) سراغ تو مى‌آیند، به خدا سوگند یاد مى‌كنند كه هدف ما (از مراجعه به طاغوت) جز نیكى وتوافق (میان دو طرف نزاع) نبوده است.

نکته‌ها
توجیه منافقان براى داورى نزد طاغوت این بود كه هدف، آشتى دادن بوده و اگر براى داورى نزد پیامبر مى‌رفتیم و او به نفع یك طرف حكم مى‌داد، قهراً دیگرى از رسول خدا دلگیر مى‌شد و سر و صدا به پا مى‌كرد كه با شأن پیامبر سازگار نبود، از این رو براى حفظ آبرو و موقعیّت و محبوبیّت پیامبر، نزاع را نزد وى نبردیم.
پیام‌ها
عامل خطر كارهاى خود انسان است. «مصیبة بما قدّمت ایدیهم»

مسلمانان چند چهره و منافق، هنگام بروز مشكل و احساس خطر به سراغ رهبران الهى مى‌آیند. «جاؤك»

مراجعه به طاغوت، نابسامانى‌ها و مصائبى دارد، «اصابتهم مصیبة» كه ناگزیر باید به راه انبیاء برگردید. «جاؤك»

منافقان، خلاف‌هاى خود را توجیه مى‌كنند. «ان اردنا الاّ احساناً»

منافق سوگند به خدا را پوششى براى اهداف خود قرار مى‌دهد. «یحلفون بالله»

گاهى واژه‌هاى مقدّس دستاویز افراد نامقدّس مى‌شود. «احساناً و توفیقاً»