هنگامى كه خبرى (و شایعهاى) از ایمنى یا ترس (پیروزى یا شكست) به آنان (منافقان) برسد، آن را فاش ساخته و پخش مىكنند، در حالى كه اگر آن را (پیش از نشر) به پیامبر و اولیاى امور خود ارجاع دهند، قطعاً آنان كه اهل درك و فهم و استنباطند، حقیقت آن را در مىیابند. و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، به جز اندكى، پیروى از شیطان مىكردید.
نکتهها
نشر و پخش اخبار محرمانه و شایعات همیشه به مسلمانان ضربه زده است. نشر اخبار سرى معمولاً از روى سادگى، انتقام، ضربه زدن، آلت دست شدن، طمع مادّى، خودنمایى و اظهار اطلاعات صورت مىگیرد. اسلام به خاطر جامعیّتى كه دارد، به این مسأله پرداخته و در این آیه از افشاى رازهاى نظامى نكوهش مىكند و نقل اخبار پیروزى یا شكست را پیش از عرضه به پیشوایان، عامل غرور نابجا یا وحشت بىمورد از دشمن مىداند. و اگر هشدارها و عنایتهاى الهى نبود، مسلمانان بیشتر در این مسیر شیطانى (افشاى سر) قرار مىگرفتند.
امام صادقعلیه السلام فرمودند: كسى كه اسرار ما را فاش كند، همانند كسى است كه به روى ما شمشیر كشیده باشد.334
امام باقرعلیه السلام مىفرماید: مراد از اهلاستنباط در آیه، ائمّه معصومین هستند.335
334) وسائل، ج 27، ص 197.
335) وسائل، ج 27، ص200.
پیامها

رازدارى و حفظ اخبار امنیّتى وظیفه مسلمانان است و افشاى اسرار آنها حرام است. «
اذا جاءهم امر... اذاعوا به»
پخش شایعات، از حربههاى منافقان است. «اذاعوا» (با توجّه با آیات قبل)
اخبار جبهه و اسرار نظامى باید به یك نقطه برسد و پس از ارزیابى و تشخیص به اندازهى مصلحت منتشر گردد. «ردّوه الى الرسول»
عوام و عموم مردم، باید به اهل استنباط رجوع كنند. «ردوه الى الرسول...»
اولى الامر باید از میان خودِ مؤمنین باشد. «اولىالامر منهم»
مسلمانان باید داراى حكومت و تشكیلات و رهبرى باشند. اولى الامر صاحب دولت و حكومت و قدرت است. «الى اولىالامر منهم»
مسائل نظامى، سیاسى و امنیّتى باید تحت یك مدیریّت داراى اجتهاد و استنباط باشد. «لعلمه الّذین یستنبطونه»
كنترل و هدایت اخبار امنیّتى و اسرار اجتماعى، ایجاد تشكیلات خبرى براى جمعآورى و ارزیابى خبرهاى سرنوشتساز و عرضه آن به مردم از شئون رهبرى است. «لعلمه الّذین یستنبطونه»
بین ولایت و فقاهت رابطهى تنگاتنگ است. اولوالامر باید اهل استنباط باشند. «اولى الامر... یستنبطونه»
استنباط، تنها مخصوص احكام فقهى نیست. «امر من الامن او الخوف... یستنبطونه»
خنثى سازى توطئه از راه قراردادن مراجع صلاحیّتدار در جریان اخبار و بررسى آنها، مصداق فضل ورحمت الهى است. «ردّوه الى الرسول... فضل اللّه»
تعیین رسول اللّه و اولوالامر بعنوان مرجع مردم، و رهانیدن مردم از پیروى شیطان بزرگترین فضل و رحمت خدا است. «و لولا فضل اللَّه علیكم و رحمته...»
مركزیّت صحیح مانع انحراف است و جامعهى بى رهبر در دام شیطان مىافتد. «لولا فضل اللّه لاتّبعتم»
انتشار اخبار نظامى و عدم مراجعه به رهبران الهى، پیروى از شیطان است. «لاتّبعتم الشیطان»
اكثر مردم فریب شایعات را مىخورند. «لاتّبعتم الشیطان الا قلیلاً»