مَّن يَشۡفَعۡ شَفَـٰعَةً حَسَنَةً يَكُن لَّهُۥ نَصِيبٌ مِّنۡهَا وَمَن يَشۡفَعۡ شَفَـٰعَةً سَيِّئَةً يَكُن لَّهُۥ كِفۡلٌ مِّنۡهَا وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ مُّقِيتًا
85
مَّن يَشۡفَعۡ شَفَـٰعَةً حَسَنَةً يَكُن لَّهُۥ نَصِيبٌ مِّنۡهَا وَمَن يَشۡفَعۡ شَفَـٰعَةً سَيِّئَةً يَكُن لَّهُۥ كِفۡلٌ مِّنۡهَا وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ مُّقِيتًا
85
در آیه پیش، هر كس مسئول كار خود بود، امّا این آیه نقش دعوت و وساطت در كار نیك را، در بهره داشتن از پاداش و كیفر بیان مىكند.
موعظه، آشتى دادن، تدریس، تشویق به جبهه، تعاون بر كار نیك، مصادیق «شفاعة حسنة» هستند، چنانكه در حدیث، دعا در حقّ دیگران، امر به معروف، راهنمایى و حتّى اشاره به كار خیر، از مصادیق «شفاعة حسنة» ذكر شده است.338 غیبت، سخنچینى، كارشكنى، تهمت، فتنه، ترساندن از جبهه، وسوسه و توطئه، مصادیق «شفاعة سیئة» هستند.
دعوت به نیك و بد، شركت در پاداش و كیفر است. «نصیبٌ منها»
به خاطر محدودیّتها، نمىتوان در هر كارى دخالت مستقیم داشت، ولى با شفاعتهاى خیر، مىتوان از آنها بهره برد. «نصیب منها»
به دلاّل باید حقّى پرداخت شود، كسانى كه در امور خیریّه یا در تجارت واسطهگرى مىكنند حقّى دارند. «یشفع شفاعة حسنة یكن له نصیب منها»
در وساطتها، باید خدا را در نظر داشت. «كان اللّه على كل شىء مقیتاً»