إِنَّ ٱلَّذِينَ يُجَـٰدِلُونَ فِيٓ ءَايَـٰتِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ سُلۡطَـٰنٍ أَتَىٰهُمۡ إِن فِي صُدُورِهِمۡ إِلَّا كِبۡرٌ مَّا هُم بِبَـٰلِغِيهِۚ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ
56
إِنَّ ٱلَّذِينَ يُجَـٰدِلُونَ فِيٓ ءَايَـٰتِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ سُلۡطَـٰنٍ أَتَىٰهُمۡ إِن فِي صُدُورِهِمۡ إِلَّا كِبۡرٌ مَّا هُم بِبَـٰلِغِيهِۚ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ
56
آرى، اسلام بیش از توجّه به ظاهر، به باطن و قلب توجّه دارد. در این آیه نیز سخن از بزرگبینى و تكبّرى است كه در قلب متكبّران است.
انگیزهى مجادله با حقّ، خود بزرگ بینى است نه منطق. «بغیر سلطان اتاهم ان فى صدورهم الاّ كبر»
انسان اگر از خود مراقبت نكند، تكبّر تمام وجودش را مىگیرد به نحوى كه در دل او جز تكبّر هیچ چیز دیگر نیست. «ان فى صدورهم الاّ كبر»
كسى كه بر اساس تكبّر، لجاجت مىكند و منطق ندارد به هدف خود كه ریاست و سرورى است نمىرسد. «ما هم ببالغیه»
افتادگى آموز اگر طالب فیضى
هرگز نخورد آب زمینى كه بلند است
معاشرت با متكبّر، دارویى جز پناه بردن به خدا ندارد. «فاستعذ باللَّه»
به كسى پناه ببریم كه مىشنود و مىبیند (و قهراً توان یارى و خنثى كردن توطئهها را دارد). «انّه هو السمیع البصیر»