حمٓ
1
حمٓ
1
عٓسٓقٓ
2
كَذَٰلِكَ يُوحِيٓ إِلَيۡكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكَ ٱللَّهُ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ
3
لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡعَظِيمُ
4
با اینكه پیامبر اسلام خاتم انبیاست، امّا نامش قبل از دیگران آمده و این نشان عظمت والاى اوست.
عزّت، قدرت، حكمت و عظمت الهى همه و همه در وحى الهى تبلور یافته است، لذا نباید وحى و كلام الهى را ساده انگاشت.
پیامبران بزرگوار، به سرچشمه عزّت و قدرت و عظمت الهى متصل هستند، پس هر كس با آنان در افتد، نابود خواهد شد.
یكى از دلائل اعجاز قرآن این است كه از حروف و كلمات عمومى و عادّى، جملات و تركیبهایى ساخته كه احدى مشابه آن را نمىتواند بیاورد.
شیوه و محتواى وحى به انبیا، مشابه یكدیگر است. «كذلك»
یكى از سنّتهاى الهى وحى است. «كذلك یوحى...»
همه انبیا به یك سرچشمه متصلاند و از یك منبع، وحى دریافت مىكنند. «كذلك یوحى»
وحى از سرچشمه عزّت است، با آن در نیفتید كه نابود مىشوید. «یوحى... العزیز»
وحى از سوى خداى عزیز و حكیم است و اطاعت از آن، به شما عزّت و استوارى مىدهد. «العزیز الحكیم»
نزول وحى بر اساس حكمت است، لذا به هر كس وحى نمىشود. «یوحى... الحكیم»
وحى از سرچشمه حكمت است و لذا مطالب آن ماندگار است و خدشه بردار نیست. «یوحى... الحكیم»
عزّت خداوند آمیخته با حكمت و كاردانى اوست. «العزیز الحكیم»
نظام تشریع (وحى و هدایت) حقّ كسى است كه نظام تكوین (آسمانها و زمین) در اختیار اوست. «له ما فى السموات و...»
وحى براى رشد ماست وگرنه او كاملاً بى نیاز است. «له ما فى السموات... العلى العظیم»
مالكیّت حقیقى از آنِ خداست، دیگران خیال مالكیّت مىكنند. «له ما فى السموات...»
مالكیّت مطلق خداوند بر جهان هستى، پشتوانه عزّت و حكمت اوست. «العزیز الحكیم له ما فى السموات...»