سوره زخرف - آیات 53 تا 56 جزء 25 - صفحه 493

    فَلَوۡلَآ أُلۡقِيَ عَلَيۡهِ أَسۡوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوۡ جَآءَ مَعَهُ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ مُقۡتَرِنِينَ

    53

    فَٱسۡتَخَفَّ قَوۡمَهُۥ فَأَطَاعُوهُ‌ۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمًا فَـٰسِقِينَ

    54

    فَلَمَّآ ءَاسَفُونَا ٱنتَقَمۡنَا مِنۡهُمۡ فَأَغۡرَقۡنَـٰهُمۡ أَجۡمَعِينَ

    55

    فَجَعَلۡنَـٰهُمۡ سَلَفًا وَمَثَلًا لِّلۡـَٔاخِرِينَ

    56

تفسیر نور
(اگر موسى حقّ است) پس چرا دستبندهایى از طلا بر او نیاویخته، یا (براى تصدیق رسالتش،) با او فرشتگانى همراه نشده‌اند. پس فرعون قوم خود را سبك شمرد و آنان او را اطاعت كردند زیرا آنان قومى فاسق بودند. پس چون ما را به خشم آوردند، از آنان انتقام گرفتیم و همه آنان را غرق كردیم. پس آنان را پیشگامانى (بد) و عبرتى براى آیندگان قرار دادیم.

نکته‌ها
«أسورة» جمع «سِوار» به معناى دستبند است.

حكومت حاكمان بر مردم در نظام باطل، بر اساس استخفاف و تحقیر مردم است ولى اطاعت مردم در نظام حقّ، یا بر اساس انتخاب احسن است، «یستمعون القول فیتّبعون احسنه»22 آن هم همراه با محبّت، «لو كنتَ فظّاً غلیظ القلب لانفضّوا من حولك»23 اگر تو خشن و سنگدل بودى، از تو دور مى‌شدند.

از امام صادق‌علیه السلام درباره‌ى تفسیر كلمه «آسفونا» سؤال شد. حضرت فرمود: خداوند مثل ما انسان‌ها تأسّف ندارد، ولى اولیایى دارد كه تأسّف یا رضایت آنان، خشم و رضایت او را به همراه دارد.24

گذشته را «سَلَف» و آینده را «خَلف» گویند و به آنچه نمونه است «مَثَل» گویند. به افرادى كه به عنوان نمونه نظیر ضرب المثل‌ها بر سر زبان‌ها جارى هستند، مَثَل گفته مى‌شود. «فجعلناهم سلفاً و مثلاً للاخرین»


21) قصص، 34.

22) زمر، 18.

23) آل‌عمران، 159.

24) تفسیر راهنما.

پیام‌ها
كسى كه منطق ندارد به ثروت و زینت تكیه مى‌كند و داشتن آنها را نشانه حقّ و نداشتن آن را نشانه باطل مى‌پندارد. «فلولا القى علیه»

زینت كردن مردان به طلا، كار فرعونى است. «القى علیه اسورة من ذهب»

تضعیف رهبر الهى و القاى شبهه كار فرعونیان است. «او جاء معه الملائكة...»

اطاعت در نظام فاسد بر اساس تحقیر مردم است. «استخف قومه فاطاعوه»

خود باختگى و تهى شدن از هویّت سبب تسلیم شدن در برابر طاغوت‌ها است. «استخفّ قومه فاطاعوه»

سرسپردگى و اطاعت كوركورانه، ریشه در فقر فرهنگى، كوته فكرى و سطحى نگرى انسان‌ها دارد. «استخفّ قومه فاطاعوه»

جامعه‌اى كه از خط الهى خارج شد، خود را باور نمى‌كند و خفت‌پذیر مى‌شود. «استخف قومه... انهم كانوا قوما فاسقین» («فسق» به معناى خارج شدن از مدار حقّ است)

كسى كه به نهر آب افتخار مى‌كرد، «و هذه الانهار تجرى من تحتى» در همان نهر غرق شد. «اغرقناهم»

گاهى كیفرها علاوه بر قیامت در دنیا نیز صورت مى‌گیرد. «اغرقناهم»

در مدار فسق و طغیان، آمر و مأمور با هم هلاك مى‌شوند. «اجمعین»

خشم و انتقام خداوند از انسان، به خاطر عملكرد خود اوست. «فاطاعوه... آسفونا... انتقمنا منهم»

به گواهى تاریخ، نابود كردن قدرت‌هاى جبار، سنّت حتمى الهى است. «فجعلناهم سلفاً و مثلاً للاخرین»

حوادث گذشتگان براى آیندگان درس عبرت است. «اغرقناهم... جعلناهم سلفاً و مثلاً»