وَمَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا لَـٰعِبِينَ
38
وَمَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا لَـٰعِبِينَ
38
مَا خَلَقۡنَـٰهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَلَـٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ
39
این دو آیه به منزلهى مقدّمهاى براى آیات بعد در مورد قیامت است، گویا اشاره به این دارد كه اگر قیامت نباشد، آفرینش بى هدف است، زیرا هستى براى بشر آفریده شد و اگر بشر با مرگ پوچ شود، هستى نیز پوچ و بیهوده، لذا مىفرماید: ما آسمانها و زمین را بى هدف نیافریدیم، بلكه هدفى بر حقّ داشتیم.
هدف هستى جز حقّ نیست، اگر هدف از خلقتِ چیزى را درك نكردیم مشكل در فهم و محدودیّت ماست. «الا بالحقّ»
فرد حكیم در كار خود منتظر قضاوت و داورى مردم نیست. «الا بالحقّ ولكن اكثر هم لا یعلمون»
علم واقعى، پى بردن به حقانیّت و حكمت كارهاى الهى است. «الا بالحقّ... لا یعلمون»